مباحثی درباره حوزه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٧ - ١ـ خودسازى، تزكيه و تهذيب نفس
ظاهر ما را نشان داد آن را مى شكنيم يا آن را تميز نگه مى داريم تا مجدداً ظاهر ما را نشان دهد؟
گاهى هدف انتقاد كننده تبرئه خود است و به قول طلبه ها جنبه اصل مثبِت دارد. برخى افراد از ديگران انتقاد مى كنند تا وانمود كنند كه خود مشمول آن انتقاد نيستند. اين كار سودى ندارد. ما، بجاى اينكه تقصير را به گردن ديگران بيندازيم و از اين و آن انتقاد كنيم، بايد سعى نماييم خودمان نواقص خود را درك كنيم. در آن صورت، مى توانيم با روش صحيح ديگران را نيز به اين مسير سوق دهيم و كمك كنيم تا آنها نيز كمبودهاى خود را رفع كنند.
نكته اى كه بر آن تأكيد مى شود اين است كه هر كسى ابتدا انتقاد را از خود شروع كند. هر گروه و ارگانى، بجاى اينكه از مسؤولان كشور يا نهادها انتقاد كنند، ابتدا بايد ببينند كه خود چه نقايص و اشتباهاتى دارند. همه ما انسان هستيم و هيچ يك نيز ادعاى عصمت نداريم. ممكن است همه مرتكب اشتباه شويم، گاهى در اثر غفلت و سهو و گاهى در اثر كم تجربگى. سعى نكنيم كه اشتباهات خود را توجيه كنيم و گناه آن را به گردن ديگران بيندازيم. انتقاد از خود يك اصل بزرگ انسانى است.
روايات فراوانى وجود دارد كه اگر كسى به عيب خود نظر كند، عيب ديگران را نمى بيند. اشتغال به عيوب نفس انسان را از عيبجويى ديگران باز مى دارد يعنى، همه ما عيوب بسيارى داريم كه اگر بخواهيم آنها را رفع كنيم بايد نيروهاى خود را صرف اصلاح آنها كنيم و ديگر مجالى براى عيبجويى از ديگران پيدا نمى كنيم.
براى اصلاح جامعه و مشكلات آن بايد از خود شروع كنيم. به طور كلى، اصل اخلاقى و سازنده اى كه در مواجهه با مشكلات و كمبودها