صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣
باشد، به عنوان جمهورى اسلامى و همین چیزها و مثل جمهورى اسلامى این ممالکى که هستند، اسمش جمهورى اسلامى است و از اسلام هم خبرى نیست و همه هم وابسته هستند و من اعتقادم این است که انسان اگر با هر زحمت و مرارتى زندگى کند و زندگیش مال خودش باشد، مستقل باشد خودش در زندگى و نان و جو خودش را بخورد، آن ارزشش صدها مقابل این است که انسان در آپارتمانهاى عظیم بنشیند و دستش پیش دیگران دراز باشد و براى دیگران سلام بدهد. این یک مطلبى است که هر انسان شرافتمندى و خصوصا در ارتش باید این مطلب قویتر باشد که در آنجا مطرح نباشد که من باید اتومبیلم چه باشد.
جریانى در کار است که مىخواهد به طور خزنده این کشور را باز هل بدهد به طرف آمریکا
آنجا مطرح این باشد که من باید به جهت نظامى، حیثیت نظامىام چه جور باشد. در حیثیت نظامى باید او نظر بدهد و الان یک جریانى در کار است که من الان نمىخواهم اشخاص هیچ صحبتش بشود، اما جریان هست در کار که اگر کسى توجه بکند به مسائلى که در این اواخر هى پیش آوردند، در روزنامههاى مختلف پیش آوردند، یک جریانى در کار است که آن جریان انسان را از این معنا مىترساند که بخواهد به طور خزنده این کشور را باز هل بدهد به طرف آمریکا، بخواهند از این راه پیش بروند (چون که...این است). و این یک مسالهاى است که به قدرى اهمیت دارد در نظر اسلام و باید آنقدر اهمیت داشته باشد در نظر شما فرماندهان و دیگران که اگر احتمال این را بدهید، باید مقابلش بایستید نه اینکه اول یقین کنید به اینکه مساله اینطورى است. بعضى چیزها هست که اگر انسان احتمالش را بدهد، یک احتمال صحیحى بدهد، باید دنبال کند او را و به آن اعتراض کند. شما اگر احتمال بدهید، یک احتمال درستى که یک مارى الان توى این اتاق دارد مىلولد، پا مىشوید مىروید بیرون، احتراز از آن مىکنید. ما اگر احتمال این معنى را بدهیم که این جریانى که در روزنامهها دیده مىشود و دیده شد، جریان براى این جهت باشد که این کشور را نگذارند ثبات پیدا بکند، آن قضیه رفراندم و قبل از او قضیه طرح آنکه مجلس خبرگان منحل بشود، که در زمان دولت موقت این طرح شد و بعد هم معلوم شد که اساسش از امیر انتظام بود و آن مسائل، آنوقت آمدند آقایان پیش ما، همین آقایانى که، آقاى بازرگان و رفقایش و گفتند ما خیال داریم که این مجلس را منحلش کنیم، من گفتم شما چکاره هستید اصلش که مىخواهید این کار را بکنید؟ شما چه سمتى دارید که بتوانید مجلس منحل کنید؟ پا شوید بروید سراغ کارتان.
وقتى دیدند محکم است مساله، کنار رفتند. مساله انحلال مجلس خبرگان روى این زمینه بود که آنهائى که توجه به مسائل دارند، این آقایان که توجه به مسائل و ریشههاى مسائل کم دارند، آنها، اینها را وادار کردند روى این زمینه که دیدند مجلس خبرگان یک مجلس اسلامى شد، یک مجلسى شد که اکثرش از علما هستند. اینها از آنها مىترسند، از این علما، خوب مىترسند و ضربه خوردند، دیدند