ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ٤٥١ - حكم زن مرتد
اماميه به رواياتى تمسك كردهاند از آن جمله است : صحيح هشام ابن سالم « انه سئل عن من شتم رسول الله فقال يقتله الأدنى فالأدنى قبل ان يرفع إلى الامام . » [١] هشام بن سالم مىگويد از امام در بارهء دشنام دهنده به پيامبر ( ص ) سؤال شد . امام در پاسخ فرمود : هر كس به او نزديكتر است و بهتر دستش به او مىرسد او را بكشد ، قبل از اين كه جرم او به دادگاه و داورى قاضى كشيده شود . ( يعنى بايد در كشتن چنين شخصى سرعت به خرج داد و منتظر حكم دادگاه نماند ) .
صحيح محمد ابن مسلم « قال ان رجلا من هزيل كان يسبّ رسول الله . . إلى ان قال فقلت لأبي جعفر أ رأيت لو ان رجلا الآن سبّ النبي ( ص ) أ يقتل ؟ قال ان لم تخف على نفسك فاقتله » . [٢] محمد بن مسلم مىگويد : شخصى از قبيله هزيل هميشه پيامبر را مورد ناسزا گويى قرار مىداد . . به امام باقر ( ع ) عرض كردم آيا شما اجازه مىدهيد و صحيح مىدانيد كه اگر كسى دشنام دهنده به پيامبر را ديد او را بكشد ؟ امام فرمود : اگر بر جان خود نمىترسى او را بكش .
و فى حديث قال رسول الله من سب نبيا يقتل . [٣] يعنى ، كسى كه پيامبرى از پيامبران را دشنام دهد كشته مىشود .
حكم زن مرتد شافعيان و مالكيان و حنبليان گفتهاند حكم زن مرتد همانند حكم مرد مرتد است و در صورت توبه كشته نمىشود و در صورتى كه توبه نكند ، كشته مىشود . تنها مالكيان گفتهاند اگر زن مرتد مرضعه باشد ( بچه شير دهد ) كشتن وى بايد به تأخير افتد تا اين كه زمان رضاع تمام شود و در صورتى كه مرضعه نباشد و يا اگر باشد ، مادر بچه آن طفل را قبول نكند ، بايد كشته شود . ولى حنفيان گفتهاند كشتن چنين شخصى واجب نيست و تنها بايد بر رفع ارتداد وى كوشيد . [٤] اما دليل شافعيان و مالكيان و حنبليان بر اين كه حكم زن مرتده همانند حكم مرد مرتد مىباشد ، پاره اى از روايات است ؛ از آن جمله : زنى
[١] وسائل الشيعه ، ج ٢٨ ، باب ٧ از ابواب مرتد ، حديث ١ . و براى آگاهى بيشتر از احاديث مىتوان به بحار الأنوار ، ج ٩٧ ، ص ٢٢١ و مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٢٢١ مراجعه كرد .
[٢] وسائل الشيعه ، ج ٢٨ ، باب ٧ از ابواب مرتد ، حديث ١ . و براى آگاهى بيشتر از احاديث مىتوان به بحار الأنوار ، ج ٩٧ ، ص ٢٢١ و مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٢٢١ مراجعه كرد .
[٣] وسائل الشيعه ، ج ٢٨ ، باب ٧ از ابواب مرتد ، حديث ١ . و براى آگاهى بيشتر از احاديث مىتوان به بحار الأنوار ، ج ٩٧ ، ص ٢٢١ و مستدرك الوسائل ، ج ٣ ، ص ٢٢١ مراجعه كرد .
[٤] نيل الاوطار ، ج ٧ ، ص ١٩٢ و نصب الرّاية ، ج ٣ ، ص ٤٥٨ و تلخيص الحبير ، ج ٤ ، ص ٤٩ .