ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ٤٠٥ - ميزان گرايش طبرى به تشيع و تسنن
معتبرتر بشمارند .
از اين رو بزرگان از مورخان ايشان مانند ابن خلدون و ابن كثير و . . در تاريخ نگارى كتاب او را براى نقل قضايا و حوادث اسلامى مأخذ قرار داده و خود او از شهرت به سزايى برخوردار گرديده است و او را « امام المورخين » يعنى پيشواى تاريخ نگاران ناميدهاند .
ابن خلدون در كتاب تاريخ خود ( ج ٢ / ص ١٨٢ ) مىگويد : . . أوردتها ملخصة عيونها و مجامعها من كتاب محمد بن جرير الطبري و هو تاريخه الكبير فانه اوثق ما رأيناه فى ذلك و ابعد من المطاعن عن الشبه فى كبار الامة . ( شيعه در اسلام ) . براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به الغدير ، اثر علامه بزرگ مرحوم امينى ( ج ١ و ٢ و ٨ ) مىتوان مراجعه كرد .
در مقابل اين نظريه ، گروهى بر اين باورند كه گرايش واقعى طبرى به تشيع بوده است ، نه اهل سنت ، آنها براى نظريه خود به وجوهى استدلال كردهاند كه از آن جمله است :
١ - جواز مسح پاها در وضو ( به اين مطلب در مقدمه كتاب اختلاف الفقهاء اشاره شده است ) .
٢ - تصحيح او نسبت به اسانيد حديث غدير خم و تدوين كتابى با عنوان « الولاية » در زمينه حديث غدير . [١] ٣ - اختيار نكردن يكى از مذاهب چهارگانه معروف اهل سنت ( حنفى ، مالكى ، شافعى و حنبلى ) كه اين امر ، اعراض او از مذاهب چهار گانه و گرايش او به مذهب حق را مىرساند . ولى بر اثر تقيه و خوف از خلفاى جور و دولت زمانش از اظهار آن خوددارى مىكرده است .
٤ - طبرى از شهر آمل ( مازندران ) است كه مردم آن در تشيع قدمت داشتهاند . بلكه در شيعه بودن متصلب و شديد بودهاند ، خصوصا در زمان سلاطين آل بويه . بيشتر اين وجوه را علامه سيد محمد باقر خوانسارى در كتاب روضات الجنات ( ج ٧ / ص ٢٩٥ ) يادآور شده است . [٢]
[١] ياقوت حموى در معجم الادباء ( ج ١٨ ، ص ٨٠ ) و ذهبى در تذكرة الحفاظ ( ج ٣ ، ص ٧١٣ ) در طرق حديث غدير ، فضايل على ابن ابى طالب و حديث غدير را تصحيح كردهاند .
[٢] - ابن حجر به صراحت گفته كه طبرى شيعه بوده است ، و ذهبى مىگويد : در او گرايش به تشيع بوده است . و ابن جوزى قضاياى اتهام او را به تشيع ذكر كرده است ، براى آگاهى كامل مراجعه شود به بشارة المصطفى ( ص ١٨٥ ) و دلائل الامه ( ص ٣ - ٤ ) و نوابغ الرواة ( ص ٢١٥ ) و رجال النجاشي ( ص ٢٢٥ و ٢٦٦ چاپ هندوستان ) و لسان الميزان ( ج ٥ ، ص ١٠٠ ) و فهرست ابن نديم ( ص ٢٩١ ) و منتظم ابن جوزى ( ج ٦ ، ص ١٧٠ ) و ميزان الاعتدال ( ج ٣ ، ص ٤٩٨ ) وفيات الاعيان ابن خلكان ( جلد ٤ ، ص ١٩٢ ) .