ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ١٤٠ - اطلاق واژه مشرك بر اهل كتاب
زمينه ازدواج دائم با اهل كتاب قائل به جواز مطلق است كه اثبات آن نياز به مجال ديگرى دارد .
ممنوعيت انتخاب دايهء مشرك ، براى شير دادن به فرزندان مسلمانان ، و عدم ممنوعيت آن از اهل كتاب .
ممنوعيت تغسيل مؤمن توسط فرد مشرك مطلقا و جواز آن توسط اهل كتاب در صورتى كه مماثل مؤمن يافت نشود .
مسئول سپاه اسلام نمىتواند با مشركان شرط كند كه آنان پذيرايى از سپاه اسلام را عهده دار شوند ، ولى اين شرط با اهل كتاب جايز است .
اطلاق واژه مشرك بر اهل كتاب اما اگر در برخى آيات ديده مىشود كه واژه مشرك بر يهود و نصارى اطلاق شده است - مانند : * ( « وَقالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ الله وَقالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ الله ) * . . * ( سُبْحانَه عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * - ، اين اطلاق بنحو حقيقت نيست و در آن نوعى معناى اعتبارى در نظر گرفته شده است . زيرا اصولا شرك در لسان قرآن و روايات داراى اطلاقات مختلفى است كه برخى از آنها در مورد عمل فرد مسلمان نيز فرض شده است . مانند : * ( « وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِالله إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ » ) * ( يوسف / ١٠٦ ) .
امام صادق ( ع ) در تفسير اين آيه مىفرمايد : « هو قول الرجل لو لا فلان لهلكت ، و لو لا فلان لأصبت كذا و كذا ، و لو لا فلان لضاع عيالى ، الا ترى انه قد جعل لله شريكا فى ملكه برزقه و يدفع عنه ؟ قال الراوى - قلت : فيقول : لو لا ان الله منّ على بفلان لهلكت ؟ قال : لا باس » ( بحار ، ج ٧٢ ، ص ١٠٠ ) . و نيز در روايت ديگرى امام صادق ( ع ) مىفرمايد : « يطيع الشيطان من حيث لا يعلم فيشرك » ( كافى ، ج ٢ ، ص ٣٩٧ ) . و امام كاظم ( ع ) مىفرمايد :
« شرك طاعة » و « ليس شرك عبادة » ( كافى ، ج ٢ ، ص ٣٩٧ ) .
شرك گاهى در مقابل كفر مطرح مىشود كه در اين صورت به معناى بت پرستى و پرستش غير خداست ولى گاهى در مقابل كفر نيامده كه مىتواند معانى ديگرى از قبيل آن چه در روايات مذكور و ديگر روايات ذكر شده ، داشته باشد .
اين بحث در قسمت دوم كه بحث از طهارت ذاتى مشركان و ملحدان است ، به صورت مفصلترى خواهد آمد .