ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ٣٥٢ - نقد دلايل ياد شده در احاديث
آن چه در حديث مزبور مورد استدلال است همين جمله اخير است .
ب - امام جواد ( ع ) به عمويش فرمود : « يا عم ان لعظيم عند الله ان تقف غدا بين يديه فيقول لك لم تفتى عبادى بما لم تعلم و فى الامة من هو اعلم منك » . [١] اى عمو به درستى كه گناه بزرگى است نزد خدا كه تو در قيامت در پيشگاه او بايستى و او به تو بگويد : چگونه فتوا دادى براى بندگان من چيزى را كه نمىدانستى ، در حالى كه ميان امت ، اعلم و داناتر از تو وجود داشت .
ج - امام حسن ( ع ) در پاسخ معاويه ( كه گفت امام حسن مرا براى خلافت شايسته ديد و آن را به من واگذار كرد ) . فرمود : به خدا سوگند اگر مردم پس از رحلت رسول خدا ( ص ) با پدرم بيعت مىنمودند ، آسمان بارانش را به آنها مىباريد . . و پيامبر خدا فرمود : مردمى كه زمام امور خود را به شخصى واگذار نمايند كه عالمتر از او در ميانشان باشد ، براى هميشه وضعشان رو به پستى خواهد گذارد ، تا اين كه برگردند به آن چه كه ترك كردهاند .
بنى اسرائيل ، هارون ( جانشين حضرت موسى ) را ترك كردند ، در حالى كه مىدانستند او جانشين موسى است . و اين امت هم پدرم را ترك كردند و با غير او بيعت نمودند . [٢] د - امير المؤمنين ( ع ) در نامه اى به مالك اشتر نوشته است : « اختر للحكم بين الناس افضل رعيتك فى نفسك » [٣] براى داورى بين مردم ، بهترين و با فضيلتترين كارگزاران خود را انتخاب كن .
نقد دلايل ياد شده در احاديث :
استدلال به اين روايات براى تعيّن تقليد از اعلم ، ناتمام است و همه آنها قابل نقد و اشكالپذير مىباشد . و اكنون به اختصار به نقد و بررسى آنها استدلالها مىپردازيم :
الف - مقبوله عمر بن حنظله به شرح زير مورد اشكال قرار مىگيرد :
أولا : ضعف سند دارد زيرا عالمان رجالى ، راوى آن را توثيق نكردهاند ، ولى مشهور به آن عمل كردهاند . از اين رو فقها روايت او را به مقبوله تعبير نمودهاند . به هر حال در مقبول بودن روايت حرفى نيست زيرا انتخاب آن را پذيرفتهاند وانگهى ما شيخ ثلاثه : مرحوم
[١] بحار الأنوار ، علامه مجلسى ، مؤسسة الوفا ، بيروت ، ج ٥ ، ص ١٠٠
[٢] همان مأخذ ، ج ٤٤ ، ص ٦٣ .
[٣] نهج البلاغه صبحى صالح ، نامه ٥٢ .