ادوار فقه و كيفيت بيان آن ( فارسي ) - جناتی، محمد ابراهیم - الصفحة ٢١٢ - و - نوع طهارت پاها
مجرور است يا منصوب ؟ حضرت فرمود : مجرور .
اما ادعاى اين كه مؤخر داشتن ارجل از رؤس در كلام ، به خاطر ترتيبى است كه در وضو بايد مراعات شود نه براى آن كه تابع آن از نظر حكم باشد ، پس اين با وجوب شستن ارجل منافات ندارد ، قابل پذيرش نيست . زيرا ، از آيه استفادهء ترتيب نمىشود . چرا كه عطف در آن به وسيلهء « واو » است و در جاى خود ثابت شده است كه آن دلالت بر ترتيب ندارد .
در هر حال چنانچه به برداشت اماميه از آيه اشكال شود ، لا اقل اين كه دو احتمال عطف « ارجل » به « وجوهكم » و عطف به « رؤسكم » متساوى هستند و هيچ يك بر ديگرى ترجيح ندارد . در اين هنگام آيه از نظر دلالت بر مراد ، يعنى لزوم شستن ارجل در وضو مانند « وجوه » و يا مسح آنها مانند « رؤس » مجمل مىشود ، كه در آن صورت بايد به مرجح خارجى رجوع گردد و آن چه فقهاى جامعهء اهل سنت بر آن اعتماد نمودهاند صلاحيت براى ترجيح ندارد .
ولى انصاف اين است كه آيهء مباركه ، بخصوص با در نظر گرفتن اخبارى كه در اين زمينه وارد شده است نظريهء اماميه را تأييد مىكند .
در اينجا مناسب است به رواياتى چند كه دلالت بر وجوب مسح ارجل دارد اشاره كنيم از آن جمله :
١ - « ما روى عن النبي ( ص ) انه توضا و مسح قدميه و نعليه . » اين روايت در سنن ابى داود ( ج ١ ، ص ٢٦ ) نقل شده است . هم چنين در نيل الاوطار ( ج ١ ، ص ١٨٦ ) آمده است :
« انه خرج الدار قطنى عن رفاعة بن رافع بلفظ لا تتم صلاة احدكم و فيه يمسح برأسه و رجليه . » ابن قدامه در مغنى ( ص ١٣٢ ) مىگويد : از ابن عباس نقل شد كه گفت : « ما اجد فى كتاب الله الا غسلتين و مسحتين » نيافتم در كتاب خدا مگر دو غسل ( شستن صورت و دستها ) و دو مسح ( مسح سر و پاها ) و نيز همو از انس بن مالك روايت كرد : « انه ذكر له قول الحجاج اغسلوا القدمين . . و گفت : صدق الله و كذب الحجاج و آنگاه آيهء و امسحوا برؤسكم و ارجلكم را قرائت نمود . » هم چنين از شعبى نقل شده است كه گفت : « وضوء داراى دو شستن و دو مسح است . » ٢ - در وسايل الشيعه ( ج ١ ، باب ٢٥ از ابواب وضو ، حديث ١ ) و در مجمع البيان در