شرح رسالة الطير( ابن سهلان ساوى) - عمر بن سهلان ساوى - الصفحة ٥٢
وقت كه استعداد او [١] ظاهر شود، مستعد خواهد، تا او ازين چيزها كه او از آن رنجور است از قوى و امور بدنى، نجات يابد، يا نفس با بدن صحبت دارد نتواند جز آنكه مقهور مىدارد، و اين قوّت عامله نفسى را قاهره و غالبه [٢]، و به ديگر قوّت از مفارق، فيض مىستاند، تدبيرى ديگر نبود [٣] او را و هرگز در اين، جز تدبير خويشتن، نتواند كرد. و كس را كه پيداتر باشد، بايد كه او را ازين نجات باشد. و نتواند بود، الّا به وقتى معلوم و آن، آن وقت بود كه قوّت غاذيه عاجز شود، بعد از قوّت مولّده و ناميه و تا اسباب اجل ظاهر به وجوه [٤] و بدان كه [٥] نفوس ناطقه [٦] منقسم شود در قوّت عالمه [٧] و در قوّت عامله يكى بود كه قوّت عاقله او تصوّر [٨] معقولات راست كرده باشد. و قوّت عامله او مستولى بوده باشد. بر قوى بدنى او و اين مرتبه انبياء و اولياء و صديقان و حكماى با ديانت باشد. و نفس باشد كه قوّت عامله [٩] او، تصوّر معقولات نكرده باشد از قصور استعداد يا غير آن. و قوّت علامه [١٠] او هم، معطّل بوده باشد، از او، نه فعل و استيلا حاصل آمده باشد، و نه انفعال. و اين مرتبه اطفال و بعضى از ابلهان و مجانين باشد. و يقين [١١] باشد كه قوّت عامله [١٢] او تصوّر معقولات نكرده باشد، امّا قوّت عامله [١٣] او تصوّر [١٤] ملكه فاضله و خلق نيكو، او را حاصل كرده، و اين مرتبه پارسايان [١٥] و نيك مردان باشد. و نفسى باشد كه قوّت عاقله او تصوّر معقولات نكرده باشد، بلكه تصوّر چيزهاى ناراست كرده باشد. و او را هيئات جهل مركّب، حاصل باشد.
و اعتقاد فاسد دارد، و اخلاق نيكو دارد. و اين حال هالكان باشد و
[١] - «او» ندارد.
[٢] - اصل قالبه.
[٣] - شود.
[٤] - بوجوه معلوم.
[٥] - احوال.
[٦] - اصل نفس.
[٧] - عائله.
[٨] - مصوّر
[٩] - عائله.
[١٠] - عائله.
[١١] - نفسى.
[١٢] - عائله.
[١٣] - عائله.
[١٤] - «تصوّر» نيامده است.
[١٥] - پارسا آن.