آزادى و مسؤوليت زن - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٧ - زن در جامعه مكتبى
حال تمامى زنان اهلبيت در كربلا اين چنين بود، چرا كه آنان دژ مستحكم گروه مؤمنان بودند كه در ميدان خونين و كوبنده كربلا فرود آمده بود. مردان نيز چون مىدانستند كه در پشت سر آنها زنان، مادران و خواهران و حتّى كودكانى هستند كه اهل مبارزهاند، بلكه بالاتر و برتر از اين، از برگشتن آنان راضى نيستند مگر اينكه به شهادت برسند، بنابراين با دلهاى آرام و مؤمن حمله مىآوردند و با شوق مىجنگيدند و باور داشتند كه پشت سرشان خانوادهاى را جا گذاشتهاند كه از درد و رنج اسارت باكى ندارند و تلخى اين درد و رنج آنان را از راه حق و رسالت خويش منحرف نمىكند.
آرى! اين حالت در اسلام فراگير است و منظور آن است كه هر انسانى نقش اوّليه خود را در دفاع از حريم رسالت و يارى مجاهدان ايفا كند و اين همان عاملى است كه موجب مىشود هر يك از افراد جامعه اسلامى حركت خود را از اين اصل آغاز كند؛ اصلى كه مكتبىها آن را نقطه پويش خويش قرار دادهاند. اين اصل مسبّب همان انديشه، ارزشها ورويكردهاى اسلامى است كه هريك از جوانان مسلمان را از اين شهر به آن شهر مىكشاند، اگرچه اين راه دشوارىهاى بسيارى در پيش روى آنان قرار دهد...
اين جهت گيريها، ارزشها، اصول و اوامر الهى است كه در همسر، مادر و يا خواهر او روح انقلابى مىدمد، او را به مقاومت و پايدارى در برابر مشكلات وامىدارد و او را بر مىانگيزد تا نقش اساسىترى را در راه خداى- تبارك و تعالى- ايفا كند.
امروز ما بايد بدانيم كه دشمن توانسته است اين امتياز مهمّ انسانها