اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٧٤ - فصل چهارم(در معرفت)
باشند كه از آتش دود به ايشان رسد و دانند كه اين دود از چيزى مىآيد، پس حكم كنند به موجودى كه دود اثر اوست. و در معرفت كسانى كه به اين مثابت باشند، اهل نظر باشند كه به برهان قاطع دانند كه صانعى هست، چه آثار قدرت او را بر وجود او دليل سازند.
و بالاى اين مرتبه كسانى باشند كه از حرارت آتش به حكم مجاورت اثرى احساس كنند و به آن منتفع شوند. و در معرفت كسانى كه به اين مرتبه باشند، مؤمنان به غيب باشند و صانع را شناسند از وراى حجاب.
و بالاى اين مرتبه كسانى باشند كه از آتش منافع بسيار يابند، مانند خبز و طبخ و انضاج و غير آن. و اين جماعت به مثابت كسانى هستند كه در معرفت لذت معرفت دريابند و بدان مبتهج شده باشند. و تا اينجا مراتب اهل دانش باشد.
و بالاى اين مرتبه كسانى باشند كه آتش را مشاهده كنند و به توسط نور آتش، چشمهاى ايشان مشاهده موجودات كند. و اين جماعت در معرفت به مثابت اهل بينش باشند، و ايشان را عارفان خوانند و معرفت حقيقى ايشان را بود.
و كسانى را كه در مراتب ديگر باشند بالاى اين مرتبه هم از حساب عارفان دارند[١] و ايشان را اهل يقين خوانند، و ذكر يقين و اهل يقين بعد از اين گفته شود.
و از ايشان جماعتى باشند كه معرفت ايشان از باب معاينه[٢] باشد، و ايشان را اهل حضور خوانند، و انس و انبساط خاص به ايشان باشد.
[١]ن: باشند.
[٢]ن و گ: معارف.