اوصاف الاشراف - الطوسي، الخواجة نصير الدين - الصفحة ٩١ - فصل سوم(در تسليم)
فصل سوم (در تسليم)
قال اللّه سبحانه و تعالى:فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً[١] تسليم باز سپردن باشد، و در اين موضع مراد از تسليم آن است كه هر چه سالك آن را نسبتى به خود كرده باشد آن را با خداى سپارد.
و اين مرتبه بالاى مرتبه توكل باشد، چه در توكّل كارى كه با خداى مىگذارد به مثابت آنست كه او را وكيل مىكند، پس تعلق خود را به آن كار باقى مىداند و در تسليم قطع آن تعلق مىكند تا هر امرى كه او را به خود متعلّق مىشمرد و همه را متعلّق به او داند.
و اين مرتبه بالاى مرتبه رضا باشد، چه در مرتبه رضا هر چه خدا كند موافق طبع او باشد، و در اين مرتبه طبع خود و موافق و مخالف طبع خود جمله با خداى سپرده باشد، او را طبعى نماده باشد تا آن را موافقى و مخالفى باشد.
[١]نساء- ٦٥.