توضيح المسائل - نورى همدانى، حسين - الصفحة ٥٣٧
مسأله ٢٦٨٤ - اگر ملكى را مثلا بر فقرا يا سادات وقف كند يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد، در صورتى كه براى آن ملك متولى معين نكرده باشد اختيار آن با حاكم شرع است.
مسأله ٢٦٨٥ - اگر ملكى را بر افراد مخصوصى مثلا بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقهاى بعد از طبقه ديگر از آن استفاده كنند، چنانچه متولى ملك آن را اجاره دهد و بميرد در صورتى كه مراعات مصلحت وقف يا مصلحت طبقه بعد را كرده باشد اجاره باطل نمىشود ولى اگر متولى نداشته باشد و يك طبقه از كسانى كه ملك بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و در بين مدت اجاره بميرند در صورتى كه طبقه بعد اجازه نكنند، اجاره باطل مىشود و در صورتى كه مستأجر، مال الاجاره تمام مدت را داده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مىگيرد.
مسأله ٢٦٨٦ - اگر ملك وقف خراب شود، از وقف بودن بيرون نمىرود.
مسأله ٢٦٨٧ - ملكى كه مقدارى از آن وقف است و مقدارى از آن وقف نيست اگر تقسيم نشده باشد، حاكم شرع يا متولى وقف مىتواند با نظر خبره سهم وقف را جدا كند.
مسأله ٢٦٨٨ - اگر متولى وقف خيانت كند و عايدات آن را به مصرفى كه معين شده نرساند چنانچه براى عموم وقف شده باشد در صورت امكان حاكم شرع بايد بجاى او متولى امينى معين نمايد.
مسأله ٢٦٨٩ - فرشى را كه براى حسينيه وقف كردهاند، نمىشود براى نماز به مسجد ببرند، اگر چه آن مسجد نزديك حسينيه باشد.
مسأله ٢٦٩٠ - اگر ملكى را براى تعمير مسجدى وقف نمايند، چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير ندارد و احتمال هم نمىرود كه تا مدتى احتياج به تعمير پيدا كند. مىتوانند عايدات آن ملك را به مصرف مسجدى كه احتياج به تعمير دارد برسانند.