توضيح المسائل - نورى همدانى، حسين - الصفحة ٢٦٦
مسأله ١٣٢٦ - اگر بخواهد در محلى نماز بخواند كه شك دارد به حد ترخص يعنى جائى كه اذان را نشنود و ديوار را نبيند، رسيده يا نه، بايد نماز را تمام بخواند و در موقع برگشتن اگر شك كند كه به حد ترخص رسيده يا نه، بايد شكسته بخواند و چون در بعضى، موارد اشكال پيدا مىكند، مانند آن كه در فرض مسأله موقع رفتن نماز ظهر را تمام بخواند. و موقع برگشتن همانجا نماز عصر را شكسته بخواند بايد يا آنجا نماز نخواند و در صورت رفتن پس از اعلم به رسيدن به حد ترخص نماز را شكسته بخواند و در برگشتن پس از رسيدن به خانه نماز را تمام بخواند يا هم شكسته و هم تمام بخواند.
مسأله ١٣٢٧ - مسافرى كه در سفر از وطن خود عبور مىكند، وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن خود را ببيند و صداى اذان آن را بشنود بايد نماز را تمام بخواند.
مسأله ١٣٢٨ - مسافرى كه در بين مسافرت به وطنش رسيده، تا وقتى در آنجا هست بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود، يا چهار فرسخ برود و برگردد، وقتى به جائى برسد كه ديوار وطن را نبيند و صداى اذان آن را نشنود بايد نماز را شكسته بخواند.
مسأله ١٣٢٩ - محلى را كه انسان براى اقامت و زندگى خود اختيار كرده وطن او است، چه در آنجا به دنيا آمده و وطن پدر و مادرش باشد، يا خودش آنجا را براى زندگى اختيار كرده باشد.
مسأله ١٣٣٠ - اگر قصد دارد در محلى كه وطن اصليش نيست مدتى بماند و بعد بجاى ديگر رود، آنجا وطن او حساب نمىشود.
مسأله ١٣٣١ - جائى را كه انسان محل زندگى خود قرار داده و ماندن خود را در آنجا محدود به مقدار معين نكرده آنجا وطن او حساب مىشود و در صدق وطن بودن قصد هميشه ماندن معتبر نيست بلى لازم است كه ماندن خود را محدود به مقدار معين نكند و گرنه وطن صدق نمىكند.