توضيح المسائل - نورى همدانى، حسين - الصفحة ٥٣١
سوم: به يكى از اسمهاى خداوند عالم قسم بخورد كه به غير ذات مقدس او گفته نمىشود مانند (خدا) و (الله) و نيز اگر به اسمى قسم بخورد كه به غير خدا هم مىگويند ولى به قدرى به خدا گفته مىشود كه هر وقت كسى آن اسم را بگويد، ذات مقدس حق در نظر مىآيد، مثل آن كه به خالق و رازق قسم بخورد صحيح است. بلكه اگر به لفظى قسم بخورد كه بدون قرينه، خدا به نظر نمىآيد ولى او قصد خدا را كند بنابر احتياط بايد به آن قسم عمل نمايد.
چهارم: قسم را به زبان بياورد و اگر بنويسد يا در قلبش آن را قصد كند صحيح نيست ولى آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحيح است.
پنجم: عمل كردن به قسم براى او ممكن باشد و اگر موقعى كه قسم مىخورد ممكن باشد و بعد تا آخر وقتى كه براى قسم معين كرده عاجز شود يا برايش مشقت داشته باشد قسم او از وقتى كه عاجز شده به هم مىخورد.
مسأله ٢٦٧٠ - اگر پدر از قسم خوردن فرزند جلوگيرى كند، يا شوهر از قسم خوردن زن جلوگيرى نمايد، قسم آنان صحيح نيست.
مسأله ٢٦٧١ - اگر فرزند بدون اجازه پدر و زن بدون اجازه شوهر قسم بخورد پدر و شوهر مىتوانند قسم آنان را به هم بزنند.
مسأله ٢٦٧٢ - اگر انسان از روى فراموشى، يا ناچارى به قسم عمل نكند، كفاره بر او واجب نيست، و همچنين است اگر مجبورش كنند كه به قسم عمل ننمايد. و قسمى كه آدم وسواسى مىخورد، مثل اين كه مىگويد والله الان مشغول نماز مىشوم و به واسطه وسواس مشغول نمىشود، اگر وسواس او طورى باشد كه بىاختيار به قسم عمل نكند كفاره ندارد.
مسأله ٢٦٧٣ - كسى كه قسم مىخورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مكروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ مىباشد، ولى اگر براى اين كه خودش يا مسلمان ديگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشكال ندارد بلكه گاهى واجب مىشود و اين جور قسم خوردن غير از قسمى است كه در مسائل پيش گفته شد.