توضيح المسائل - نورى همدانى، حسين - الصفحة ٥٢٦
احكام نذر و عهد مسأله ٢٦٣٨ - نذر آن است كه انسان بر خود واجب كند كه كار خيرى را براى خدا بجا آورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد.
مسأله ٢٦٣٩ - در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست آن را به عربى بخوانند، پس اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا بر من است كه ده تومان به فقير بدهم، نذر او صحيح است.
مسأله ٢٦٤٠ - نذر كننده بايد مكلف و عاقل باشد و به اختيار و قصد خود نذر كند، بنابر اين نذر كردن كسى كه او را مجبور كردهاند، يا به واسطه عصبانى شدن بى اختيار نذر كرده صحيح نيست.
مسأله ٢٦٤١ - آدم سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مىكند، چنانچه با حال سفاهت بالغ شده باشد يا حاكم شرع او را از تصرف در اموالش جلوگيرى كرده باشد، نذرهاى مربوط به مالش صحيح نيست.
مسأله ٢٦٤٢ - نذر زن بى اجازه شوهرش باطل است.
مسأله ٢٦٤٣ - اگر زن با اجازه شوهر نذر كند شوهرش نمىتواند نذر او را به هم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيرى نمايد.
مسأله ٢٦٤٤ - اگر فرزند بدون اجازه پدر يا با اجازه او نذر كند بايد به آن نذر عمل نمايد، ولى اگر پدر از عملى كه نذر كرده او را منع كند نذرش منحل مىشود.
مسأله ٢٦٤٥ - انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد بنابر اين كسى كه نمىتواند پياده كربلا برود، اگر نذر كند كه پياده برود، نذر او صحيح نيست.
مسأله ٢٦٤٦ - اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهى را انجام دهد، يا كار واجب يا مستحبى را ترك كند، نذر او صحيح نيست.