توضيح المسائل - نورى همدانى، حسين - الصفحة ٥١
٩ - بر طرف شدن عين نجاست مسأله ٢١٦ - اگر بدن حيوان به عين نجس مثل خون، يا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود، چنانچه آنها بر طرف شوند بدن آن حيوان پاك مىشود. و همچنين است باطن بدن انسان، مثل توى دهان و بينى، مثلا اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توى دهان، لازم نيست. ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود، بايد آن را آب بكشند به احتياط واجب.
مسأله ٢١٧ - اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده، آن غذا پاك است. و اگر خون به آن برسد بنابر احتياط واجب، نجس مىشود.
مسأله ٢١٨ - جائى را كه انسان نمىداند از ظاهر بدن است يا باطن آن، اگر نجس شود لازم نيست آب بكشد، اگر چه آب كشيدن احوط است.
مسأله ٢١٩ - اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند، چنانچه هر دو خشك باشند نجس نمىشود و اگر طورى آنها را تكان دهند كه گرد و خاك نجس از آنها بريزد، پاك مىشود.
١٠ - استبراء حيوان نجاستخوار مسأله ٢٢٠ - بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان، عادت كرده نجس است، و اگر بخواهند پاك شود، بايد آن را استبراء كنند، يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند و بايد شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بيست روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را هفت يا پنج روز و مرغ خانگى را سه روز از خوردن نجاست جلوگيرى كنند و غذاى پاك به آنها بدهند.