تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦ - تفسير آيا راه بازگشتى وجود دارد؟
عذابى كه اميد قطع آن نيست، و زمانى و مدتى براى آن تعيين نشده، عذابى كه درون جان و بيرون تن همه را مىسوزاند! بعيد نيست گوينده اين سخن مؤمنان كامل الايمان، و در صف اول انبيا و اوليا و پيروان خاص آنها باشند، چرا كه آنها از گناه يا كند و سرافرازند، و حق دارند چنين سخنانى را در آنجا بگويند، آنها مظلومانى هستند كه از دست اين ظالمان ناراحتى بسيار ديدهاند، و جاى آن دارد كه در آن روز گوينده چنين سخنانى باشند (در بعضى از روايات اهل بيت ع نيز به اين معنى اشاره شده است) [١] توجه به اين نكته نيز لازم است كه" عذاب جاويدان" براى اين ظالمان قرينه بر اين است كه منظور از آن كافران است، همانگونه كه در بعضى ديگر از آيات قرآن اين تعبير آمده است: وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ:" كافران ظالمانند".
آنها رشتههاى ارتباط خود را با بندگان خالص با انبيا و اولياء بريدهاند، لذا در آنجا يار و ياورى ندارند، قدرتهاى مادى نيز در آنجا همه از كار مىافتد، و به همين دليل تك و تنها در برابر عذاب الهى قرار مىگيرند.
و براى تاكيد اين معنى در پايان آيه مىافزايد:" هر كس را خداوند گمراه سازد راه نجاتى براى او نيست" (وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِيلٍ).
[١] نور الثقلين جلد ٤ صفحه ٥٨٦