تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٥ - تفسير آيا راه بازگشتى وجود دارد؟
حالت وحشت و اضطراب شديدى بر تمام وجودشان حاكم است، و ذلت و تسليم سر تا پاى آنها را فرا گرفته، و ديگر خبرى از آن همه گردنكشى و ستيزهجويى و طغيان و ظلم و استبداد و ايذا و آزار مظلومان نيست، و زير چشمى به آتش دوزخ مىنگرند! اين ترسيمى است از حالت كسى كه شديدا از چيزى مىترسد و نمىخواهد آن را با تمام چشمش ببيند و در عين حال نمىتواند از آن غافل بماند، ناچار پيوسته مراقب آن است اما با گوشه چشم! بعضى از مفسران گفتهاند كه" طرف خفى" در اينجا به معنى نگاه كردن آنها با چشم نيم باز است، چرا كه از شدت وحشت قدرت بر گشودن چشم ندارند، يا چنان وارفته و بى رمقند كه حتى حال گشودن چشم را به طور كامل ندارند! هنگامى كه حال انسان قبل از ورود در آتش چنين باشد، چه بر او خواهد گذشت هنگامى كه وارد دوزخ شود، و در ميان عذاب دردناكش قرار گيرد؟! آخرين مجازاتى كه در اينجا بيان شده شنيدن ملامت و سرزنش دردناك مؤمنان است، چنان كه در پايان آيه آمده است:" كسانى كه ايمان آوردهاند مىگويند:
زيانكاران واقعى آنها هستند كه سرمايههاى جان و خانواده خود را در روز قيامت از دست داده، و زيان كردهاند" (وَ قالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ).
چه زيانى از اين بالاتر كه انسان هستى خويشتن را از دست دهد، و سپس همسر و فرزند و بستگان خود را، و در درون عذاب الهى گرفتار آتش حسرت و فراق نيز بشود.
سپس مىافزايند:" اى اهل محشر! همه بدانيد كه ظالمان و ستمگران امروز در عذاب دائم خواهند بود" (أَلا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذابٍ مُقِيمٍ).