تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٥ - ولى مطلق خدا است
و به سوى او در مشكلات و گرفتاريها و لغزشها باز مىگردم" (عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ).
قابل توجه اينكه جمله" ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي" اشاره به ربوبيت مطلقه خداوند يعنى مالكيت توام با تدبير مىكند، و مىدانيم ربوبيت داراى دو شاخه است:
شاخه تكوينى كه به اداره نظام آفرينش باز مىگردد، و شاخه تشريعى كه بيانگر احكام و وضع قوانين و ارشاد مردم وسيله سفيران الهى است.
و بر اين اساس به دنبال آن، دو مساله" توكل" و" انابه" مطرح شده است، كه اولى واگذارى امور خويش در نظام تكوين به خدا است و دومى باز گشت، در امور تشريعى به او است (دقت كنيد) [١]
" فاطر" از ماده" فطر" (بر وزن سطر) در اصل به معنى شكافتن چيزى است، در مقابل" قط" كه به قول بعضى به معنى قطع عرضى است، گويى به هنگام آفرينش موجودات پرده تاريك عدم شكافته مىشود، و هستيها از آن بيرون مىآيند به همين مناسبت هنگامى كه غلاف خوشه خرما شكافته مىشود و خوشه از آن سر بر مىآورد به آن" فطر" (بر وزن شتر) مىگويند [٢] البته منظور از آسمانها و زمين در اينجا تمام آسمانها و زمين و موجوداتى است كه در آنها و ميان آنها وجود دارد، چرا كه خالقيت خداوند شامل همه
[١] الميزان جلد ١٨ صفحه ٢٣
[٢] در باره معنى فطر بحث جالبى در جلد ٥ ص ١٧١ داشتيم كه نياز به تكرار آن نمىبينيم