تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - تفسير سرنوشت ستيزه جويان مغرور
سوره قصص مىخوانيم: إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ:" به خاطر بياور هنگامى را كه قومش به او گفتند اينهمه شادى مغرورانه مكن كه خداوند شادى كنندگان مغرور را دوست نمىدارد".
البته اين تفاوت بايد از قرائن شناخته شود، و پيداست كه در آيه مورد بحث" فرح" از نوع دوم منظور است.
" تمرحون" از ماده" مرح" (بر وزن فرح) به گفته جمعى از ارباب لغت و مفسران به معنى شدت فرح، و گستردگى آن است.
و بعضى آن را به معنى شادى به خاطر مطالب بىاساس دانستهاند.
در حالى كه بعضى ديگر آن را به معنى شادى توام با يك نوع طرب و به كار گرفتن نعمتهاى الهى در مسير باطل شمردهاند.
ظاهر اين است كه همه اين معانى به يك مطلب باز مىگردد، زيرا شدت شادى و افراط در آن سر از همه اين مسائل در مىآورد، و با انواع گناهان و آلودگيها و عياشى و هوسرانى توام مىشود [١] آرى اينگونه شاديهاى توام با غرور و غفلت و بيخبرى، و همراه با هوسرانى و شهوت، انسان را به سرعت از خدا دور مىكند، و از درك حقايق باز مىدارد، واقعيتها را شوخى، و حقايق را مجاز جلوه مىدهد، و چنين كسانى سرنوشتى جز آنچه در آيات فوق گفته شد ندارند.
" و چه بد جايگاهى است جايگاه متكبران" (فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ).
[١]" راغب" در" مفردات" مىگويد: الفرح انشراح الصدر بلذة عاجلة و اكثر ما يكون ذلك فى اللذات البدنية و المرح شدة الفرح و التوسع فيه