تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - ٢- يك نكته ادبى
اينجاست كه مىگوئيم مهم در شناخت اوصاف جمال و جلال او اين است كه به اين حقيقت توجه داشته باشيم" هيچ چيز مثل او نيست، و او نيز شبيه به هيچ چيز نيست"" لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ".
امير مؤمنان على ع اين حقيقت را به وضوح در خطبههاى نهج البلاغه بازگو كرده است، آنجا كه مىفرمايد:
ما وحده من كيفه، و لا حقيقته اصاب من مثله، و لا اياه عنى من شبهه، و لا صمده من اشار اليه و توهمه:
" آن كس كه براى او كيفيت قائل شود او را يكتا ندانسته، و كسى كه براى او مثل و مانندى قرار دهد به حقيقت ذاتش پى نبرده.
و هر كس او را شبيه چيزى بشمرد او را قصد نكرده.
و آن كس كه به او اشاره كند يا در وهم و انديشه خويش آورد او را از ابعاد منزه ندانسته"! [١] در جاى ديگر مىفرمايد:
كل مسمى بالوحدة غيره قليل:
" هر چيز نام وحدت بر آن گذارده شود موجود كمى است، جز او كه وحدتش دليل بر عظمت نامتناهى اوست" [٢] كوتاه سخن اينكه بايد در باب صفات خدا هميشه با چراغ" لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ" (چيزى همانند او نيست) حركت كرد، و در پرتو" لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ" (هيچكس همانند و شبيه او نيست) به ذات پاكش نگريست، و تعبير" سبحان اللَّه" در عبادات و غير عبادات اشارهاى به همين حقيقت است.
٢- يك نكته ادبى
با توجه به اينكه" كاف" در جمله" لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ" كاف تشبيه است
[١] خطبه ١٨٦
[٢] خطبه ٦٥