تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٧ - جنجال كنيد تا صداى دلنواز قرآن را نشنوند!
نه تنها آيات الهى را انكار مىكردند، بلكه ديگران را نيز از شنيدن آن باز مىداشتند.
" يجحدون" از ماده" جحد" (بر وزن عهد) به طورى كه راغب در مفردات مىگويد در اصل به معنى نفى چيزى است كه در دل اثبات آن است، يا اثبات چيزى كه در قلب نفى آن است، و به تعبير ديگر انكار كردن واقعيات با علم به آنها است و اين بدترين نوع كفر است (شرح بيشتر پيرامون اين موضوع را در جلد ١٥ صفحه ٤١٢ ذيل آيه ١٤ نمل مطالعه كنيد).
آنها يك عمر بالاى سر ما بودند، و ما را به مسيرهاى بدبختى كشاندند، اكنون آرزوى ما اين است كه آنها را زير پا قرار دهيم، تا سوز دل ما فرونشيند! همان كسانى كه به ما مىگفتند: گوش به سخنان محمد ص ندهيد، او ساحر است، او مجنون است، و هذيان مىگويد، آنها جار و جنجال مىكردند تا ما صداى او را نشنويم و آهنگ دلربايش در دل ما مؤثر نشود، از رستم و اسفنديار و افسانههاى ديگر به هم مىبافتند تا ما را سرگرم كنند، حالا مىفهميم كه آب حيات جاويدان در سخنان او جارى بوده، و نغمههاى دلنوازش همچون نفس مسيحا مردگان را