صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢
هم بودند و اجتماع داشتند و همان طورى که اسلام دعوت کرده است اینها هم تبعیت مىکردند از آنها خیلى کار بر مىآمد، لکن دویست هزار نفرى که، اگر نگویم دویست هزار راى، آراى متشتت و مختلف دارند هر کسى، هر جبههاى به قول شما یک راى مستقلى دارد که روى آن راى جبهههاى دیگر را مىکوبد اگر بنا شد جمعیت ما این طور شد که در داخل خودمان ما یکدیگر را مفتضح کردیم، پیرمردمان پیرمرد را، جوانمان جوان را، جوانمان پیرمرد را، پیرمردمان جوان را مفتضح کردیم و یک دستهایى هم در دنبال قضیه بود که علاوه بر این مفسدهاى که هست و انسان مىبیند، یک آشوبى در حوزهها به پا کند به اسم جبهه کذا و جبهه کذا و دنبال این آشوب یک نتیجههایى، آنهایى که مىخواهند این حوزهها نباشند و اینها را مضر به حال خودشان مىدانند، آنها یک نتایجى ببرند و با این نتیجه ملت هم به شما اظهار تاسف نکند، بگوید اینها وضعشان این بود که دیدید و وضعشان این است که مىبینید.
من متاسفم که یک نفر جوان از اروپا آمده بود اینجا و یکى دو دفعه با من ملاقات کرد و شاید/ هفت هشت روز/ پنج شش روز، هفت هشت روز، یک همچو چیزى، خیلى کم اینجا بود، به یکى از آقایان گفته بود - به من صحبتى نکرد - به یکى از آقایان گفته بود که خوب شد که من که آخوندزادهام آمدم نجف، اگر یک کس دیگرى مىآمد و این وضع را مىدید چه مىکرد؟ من نمىدانم که در این چند روز، در این چهار پنج روز یک نفر، یک نفر آدم محصل خارجى که از سنخ ما هم نیست ولو پدرش از سنخ ماست خودش از صنف ما هم نیست، این در این حوزه مبارکه چى دیده است؟ با چه اشخاصى تماس پیدا کرده، اینها چه مطالبى به این آدم گفتند که باید اظهار تاسف کند. یک نفر آدم محصل جدید، اظهار تاسف کند از اینکه چرا وضع نجف این طور است. اگر یک دستهایى در کار باشد و شما را همان دستها وادار کند که من از جبهه کذا و زید از جبهه کذا و آن از جبهه کذا، حتى در یک مدرسه شما با هم جبههبندى کنید و خداى نخواسته اگر راست باشد این مطلب، یک وقتى یک انفجارى در یک مدرسه پیدا بشود و از آن مدرسه هم به مدرسه دیگر سرایت کند و از آن طایفه هم به طایفه دیگر سرایت کند و دستهاى ناپاکى هم اینها را دامن بزند و این آتش را روشن کند، علاوه بر اینکه در دنیا ما کاذب مىشویم و نجف ساقط مىشود، نه من و شما تنها، یک حوزه هزار ساله دینى ساقط مىشود، یک اشخاص عالم متدین که بحمدالله باز فراوانند، اینها هم در جامعه ساقط مىشوند، علاوه بر این ما جواب خدا را چه بدهیم.
عالم اگر خداى نخواسته منحرف شد، یک امت را منحرف مىکند
اینکه در روایات ما هست که اهل جهنم متاذى مىشوند از بوى عالمى که به علمش عمل نکند، این براى چیست که عالم وضعش این طور است؟ این براى این است که فرق است ما بین عالم و غیر عالم، از جهاتى فرق است. عالم اگر خداى نخواسته منحرف شد، یک امت را ممکن است منحرف بکند من خودم دیدم این مطلب را که در بعضى از شهرستانهایى که در ایام تابستان ما مىرفتیم، بعضى از شهرستانها را من مىدیدم که اینها بسیار مادب به آداب شرع جامعه آنجا، مودب به آداب