صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٢
اینکه بهتر از این نوکر کى، که همه مملکت ما را دارد تقدیم مىکند، در ازایش پایگاه براى او درست مىکند، هم عوضش / را / در جیب خودش مىرود، هم معوضش در جیب خودش مىرود، هم نفت در جیبش مىرود، هم عوض نفت براى خودش پایگاه اینجا درست مىکند. بهتر از این چه نوکرى مىخواست باشد؟ البته باید بگوید که شاه آزادى خوب داده است و - عرض مىکنم - یک مملکت مترقى دارد درست مىکند به منطق آقاى کاتر. آزادى عبارت از کشتارهایى است که الان در ایران دارد مىشود که هر روز دنبال هم دارد واقع مىشود و ترقى اجتماعى عبارت از همینهاست که نصیب ما شده است و همه ابعادش، ابعاد از هم ریخته است. بله براى شما خیلى کار خوبى شده و لقمه چربى است براى خارجىها، الان نفت شرق و خصوصاً نفت ایران و حجاز اینها لقمه چربى است براى / البته باید پشتیبانى خودش را اعلام بکند. شوروى هم باید پشتیبانى خودش را اعلام بکند براى اینکه گاز را دارد مىبرد. منافع دارند اینها.
خواست بحق مردم، قطع ید غارتگران از منابع و ذخایر ایران
صداى مردم که در آمده مىگویند که مىخواهیم این منابع را که داریم به طور عقلایى، به طور صحیح استخراج بشود و به طور صحیح فروش برود. ما نمىخواهیم که نفت را توى جیب خودمان کنیم یا ببریم. ما مىخواهیم نفت را بفروشیم، اما نمىخواهیم غارت بشود. ما نفتمان را مىخواهیم بفروشیم، هر مملکتى بهتر خرید آن نفت را به او بدهیم و پول از او بگیریم، ارز بگیریم، نه آهنپاره بگیریم. نه طیاره که به درد ما نمىخورد بگیریم. پول را بگیریم و صرف این ملت بکنیم، ملتى که آب ندارد. آقا شما ملاحظه تهران را نکنید یا نمىدانم بالاى شهرهاى تهران را / یک / شما قدرى اطراف تهران سوار شوید بگردید، یک قدر این چادرنشینها، این زاغه نشینها را ملاحظه کنید ببینید اینها چه زندگى دارند. همین تهران که پایتخت است و چى هست و به دروازه تمدن نزدیکتر است، شما یک روز بروید بگردید یک وقت صرف کنید... بروید بگردید اطراف تهران ببینید در چند جاى تهران یک محلههایى درست شده است که اینها / با / که خیلى خوب درست کرده باشند، یک خانه گلى، خودشان باهم دست به هم دادهاند، یک خانه گلى درست کردهاند براى یک عائلهاى. اینها چرا اینجا جمع شدهاند؟ براى اصلاحات ارضى. اصلاحات ارضى که کردند، مردم در دهات خودشان نتوانستند بمانند، به هم خورد اوضاعشان، نتوانستند در آنجا بمانند، هجوم کردند طرف شهرستانها که بیشترشان طرف تهران آمدند و این بیچارهها حالا آمدهاند در تهران در یک زندگى بسیار ناگوار و سخت زندگى مىکنند. همهشان هم / چه / جوانى نیستند که بتوانند حالا که یک حمالى بکنند، بتوانند یک چرخى را پیدا کنند و دور بگردند و چیزى بفروشند. بسیارشان پیرمردند، پیرزنند، بیچارهاند، ضعیفند و اینها دارند در این زاغهها زندگى مىکنند. قریب به بیشتر از سى مورد براى من نوشته بودند - که من الان نوشتهاش