صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٨٣
تاریخ: ٢٩/١٢/١٣٤٧
نامه به شهید ثقه الاسلام آقاى سعیدى
بسمه تعالى
به عرض مىرساند دو طغرا مرقوم محترم که یکى بىتاریخ بود و مشتمل بر تقاضاى اجازه براى آقاى حسینى و دیگرى مورخ ١٢/١١/ بود و اصل، سلامت و سعادت جناب عالى را خواستار است.
از اوضاع شکایت نموده بودید، آنچه مسلم است هر روز رو به وخامت است و با وضع خودمان امیدى نیست مگر به توجه غیبى ان شاءالله تعالى. لکن ما نباید در اداى وظایف، منتظر نتیجه قطعیه باشیم، اگر در محضر مقدس حق تعالى عامل به وظیفه معرفى شویم، همین نتیجه است. از خداوند تعالى توفیق عمل به وظیفه را براى کافه مسلمین و خصوص اهل علم خواستار است. مرقوم شده بود (مىخواستم از مسجد اعراض کنم.) موجب تعجب است، انسان در پستى که مشغول خدمت است، باید با هر ناملایمى پایدار باشد.
در نظر دارم که به یکى از آقایان ائمه در زمان فشار براى تغییر لباس گفتم، اگر شما را اجبار به تغییر لباس کنند، چه مىکنید؟ گفتند در منزل مىنشینم و بیرون نمىآیم. گفتم اگر من را اجبار کنند و امام جماعت باشم، همان روز با لباس تازه مسجد مىروم. باید پستها را نگه داشت و در وقت مقتضى با اعراض دسته جمعى طرف را کوبید، مع الاسف نه آن را داریم و نه این را. از خداوند تعالى توفیق و سعادت جناب عالى را خواستار است. امید دعاى خیر براى حسن عاقبت دارم.
اجازه را اتکالاً به معرفى حضرت آقاى طالقانى و جناب عالى فرستادم. اگر با معظم له ملاقات دست داد، سلام این جانب را ابلاغ فرمایید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
روح الله الموسوى الخمینى