صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٦
اختصاص بدهیم یک روزى را به کارگر به اعتبار اینکه این روز حظ کارگر همین روز است. بله مانع ندارد که یک روزى را ما انتخاب کنیم براى کارگر که بفهمانیم به عالم که کار و کارگرى است که همه چیز از اوست. کار مثل جلوه حق تعالى مىماند که در تمام موجودات سرایت کرده است. همه موجودات کار در آنها هست و با کار درست شدهاند. همه ذرات وجود کارگرند حتى ذرات اتمى که در این عالم طبیعت هست اینها کارگر هستند با هشیارى همه ذرات عالم فعالند و هشیارند لکن ما گمان مىکنیم که هشیار نیستند (و ان من شىء الا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم) همه مسبح حقند همه کارگران حق هستند همه مطیع حق تعالى هستند و کار در همه جا هست و عالم سرتاسر روز کارگر است نه یک روز روز کارگرى است سرتاسر عالم روز کارگر است سرتاسر عالم کارگر است و سرتاسر عالم کار است یعنى ذرات وجودى که انسان را و دیگر حیوانات را به اراده الله تعالى موجود مىکنند کارگرند و انسان کار است اثر کار آنهاست. تمام این موجوداتى که در عالم ملاحظه مىکنید اثر کار فعالانه جنود الهى است. جندالله همه کارگر هستند. خداى تبارک و تعالى مبدا کار است.
ما این روز را بزرگ مىشماریم از براى اینکه قرار دادهاند این روز را براى کارگر کارگر در اسلام وقتى که در محیط محدودترى ملاحظه کنیم یعنى در این موجود پایین در این زمین در این ستاره کوچک که در مقابل عالم قدر محسوسى ندارد در مقابل عالم ماده قدر محسوسى ندارد یعنى عالم ماده پهناور است به قدرى که تاکنون آنچه بشر فهمیده است و کم فهمیده است آن طور که گفته مىشود بعضى ستارهها هست که نور آن به ما با شش بیلیون یعنى شش میلیارد سال نور به ما مىرسد نورش و این آن چیزى است که تاکنون گفته مىشود کشف شده است و آن طرف را و مابعد او را خداى تبارک و تعالى مىداند. این زمین در مقابل یک همچو سطح بزرگ یک چیز ناچیزى است بلکه خورشید ما و تمام عائله خورشید ما در مقابل عالم ذره غیر محسوسى است و تمام عالم در مقابل عالم ماوراءالطبیعه ذره غیرمحسوسى است. تمام عالم ماده مثل یک نقطه مىماند در مقابل عالم ماوراءطبیعت و تمام عالم ماوراءطبیعت چه ما قبل الطبیعه و چه مابعدالطبیعه در مقابل اراده الله قدر محسوسى ندارد.
الان که ما بحث داریم راجع به این ستاره کوچک و راجع به این ستارهاى که اصلاً قدر محسوسى در عالم ندارد و بحث داریم و راجع به کارگر به آن طوریکه دیگران فهمیدهاند صحبت داریم لابد باید افق بحث را کوتاه کرد و نزدیک به فهم کرد. این کارگرهاى ما اشخاصى هستند که مدیر جامعه انسانیت هستند. اداره امور مملکتها اداره امور کشورها به دست اینهاست به دست کشاورزان به دست کارگران کارخانهها و دهقانان و کشاورزان اینها هستند که اداره مىکنند مملکتها را اداره مىکنند کشورها را و از این جهت مدیر این عالم عالم طبیعت یعنى در این نجمه کوچک در این زمین که یک ستاره کوچک است اداره امور این زمین به دست کارگران است و دست اینهاست که اداره مىکند و زنده مىکند این عالم را زنده مىکند کشور را.بنابراین اینها