صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٨١
رضاشاه به این ورهم که ما اطلاع داریم و در مشاهدات ما بوده باز همین معنا بود. بنابر این یک حکومت ملى یک سلطنت ملى یک انتخابات ملى در این وطن نبوده است. از اینکه این انتخابات و مجالس مجالس ملى نبوده است و دولتهاى ناشى از این مجلس هم غیرقانونى است و مستند به آراى ملت نبوده است. آن شخص هم که الان به جاى محمدرضا خان و به امر محمدرضاخان به مسند وزرات نشسته است ایشان هم که ادعا مىکند من ملى هستم قانونى هستم نه قانونى هست و نه ملى هست. اما مدعى است براى اینکه احترام به این ملت هیچ نمىگذارد احترام به این فریادهایى که الان هم در....* در بین خیابانها هست نمىگذارد. و اما قانونى نیست براى اینکه منشاش مجالسى است که آنها قانونى نیستند و خود ایشان قبل از اینکه به وزارت برسد تصدیق داشت به اینکه مجلسین قانونى نیستند حالا که به وزارت رسیده مىگوید که قانونى هستند. البته اشخاصى که این طور باشند که آن که به نفع خودشان است یک جور است و آن که به نفع خودشان نیست یک...*. اگر به نفع او شد قانونى است اگر به نفع ما شد غیرقانونى است. این مسایلى است که بازار با ما همیشه شریک بوده در این مسایل و در این پیشرفتها. لکن آنچه باید عرض کنم رمز این تقدم و پیروزى وحدت کلمه بود اگر وحدت کلمه نبود این پیروزى حاصل نمىشد.
شما مىبینید که الان از مرکز تا هرجا بروید تمام مملکت با هم یک مطلب یک شعار دارند یک شعار آن هم شعار اسلامى شعار اینکه رژیم را ما نمىخواهیم سلطنت این کشور را نمىخواهیم و حکومت اسلامى مىخواهیم حکومت عدل اسلامى مىخواهیم. این وحدت کلمه که در بین یک ملت حاصل شد آن وقت مىفهمیم به اینکه این قدرتهاى بزرگ با وحدت کلمه ملت نمىتوانند کارى بکنند چنانچه ما دیدیم این معنا را و من امیدوارم که این وحدت کلمه تا آخر محفوظ بماند. و عرض مىکنم که الان مملکت ما حساسترین زمان تاریخ را دارد مىگذراند یعنى تحول از طاغوت به حکم الله تحول از ظلم به عدل تحول از خیانتها به امانتها. این حساسترین وقتى است که ماالان در آن واقع هستیم و لهذا بر من که یک طلبه هستم و بر شما آقایان که بازرگانان هستید و بر علماى اعلام و بر طلاب علوم دینیه و بر دانشگاهىها بر کارگران بر اجزاى ادارات بر دهقانان بر همه اینها واجب است که از این نهضت پشتیبانى کنند. که اگر چنانچه خداى نخواسته از این پشتیبانى نشود تزلزلى در این پیدا بشود تا ابد ما دیگر زیر بار اینها هستیم فهمیدند اینها که آن چیزى که قدرت دارد وحدت ملت و اسلام است تحت بیرق اسلام است که این قدرت حاصل شده است و مىتواند با ابرقدرتها مقابله کند. این معنا را که فهمیدند آنها درصد بر مىآیند که این قدرت را بکوبند و دنبال این هستند که علما را جدا کنند شما را از علما جدا کنند دانشگاه را از علما جدا کنند دانشگاه را از بازار جدا کنند همه اینها را با هم بههم بریزند که این وحدت کلمه از بین برود و بعد کارهاى خودشان را بکنند و بعید هم ندانید که اینها همان رژیم سلطنتى را بخواهند حفظش کنند،