صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٢
ج: من همیشه با روشهاى مسالمت آمیز مخالفت کردهام. شاه به هیچ وجه نمىتواند و نباید سلطنت کند.
س: همان طور که مىدانید، انقلاب فلسطین در اوایل ژانویه سال ١٩٦٥ شروع شد و پس از شکست ١٩٦٧، قدرت و گسترش یافت. آیا اخبار آن به ملت ایران مى رسید؟ به چه وسیلهاى؟
ج: آرى، خبر مىرسید به همان و سیلهاى که به سایر کشورها مىرسید. البته رژیم ایران سعى مىکرد که اخبار جنگ مسلمانان با کفار را به نفع کفار گزارش کند و این کار را همیشه کرده است و همیشه اعراب را مشتى مردمى که مسایل را درست درک نمىکنند معرفى کرده است. رژیم، یکى از پشتیبانان بزرگ اسرائیل است. رادیو ایران و وسایل ارتباط جمعى همه - چه آنها که از خود رژیم است و چه آنها که زیر فشار رژیم بودند - به نفع اسرائیل کار مىکردند و این ما بودیم که از اول با تمام برنامهها مخالفت کردیم و اکنون نیز مىکنیم.
س: در دهه ١٩٦٠ شاه چیزى به نام انقلاب سفید براى اصلاحات ارضى و تغییرات اجتماعى اعلان کرد. تقاضا داریم حقیقت این نمایشنامه را بیان نمایید. بخصوص اینکه بعضى از وسایل تبلیغاتى مثل پارى ماچ این روزها ادعا مىکنند که یکى از علل انقلاب رجال دینى، حسادتشان نسبت به شاه به خاطر این است که زمینهاى ایشان را مصادره کرده است و نیز به خاطر اجراى اصول انقلاب سفید است.
ج: شاه پس از سالها فکر و مشاوره با حامیان خارجىاش طرحى تهیه کرد که هم بتواند ایران را به نفع خود و اربابانش غارت کند و هم به خیال خام خود، زمینه هر گونه انقلاب داخلى علیه خود را نابود کند. براى توجیه برنامههاى ضد ملى خود ابتدا موضوع اصلاحات ارضى را به میان کشید، به این امید که دهقانان محروم و فقیر ایران را به بهانه صاحب زمین شدن بفریبد و آنان را علیه مخالفین خود بسیج نماید. البته اوج داستان غم انگیز شاه براى مردم ایران، اصلاحات ارضى بود، ولى مسأله آزادى زنان را هم به این نقطه اوج به اصطلاح انقلاب خود اضافه کرد و سایر مواد به اصطلاح انقلاب سفید، هر یک نیز در این نمایش مبتذل نقش خاصى ایفا کردند. و اما نتیجه چه شد؟ نتیجه این که کشاورز ایرانى که فقیر و محروم و گرفتار چنگال مالکین بزرگ - که همه از قماش خودشان بودند - بود، روز به روز بر فقرش افزوده شد و سرانجام براى لقمه نانى به شهرها روى آورد. شاه بلافاصله از این بازار کار ارزان سوء استفاده کرد و به بهانه صنعتى کردن کشور، راه را براى سرمایه گذاران خارجى و داخلى در موسسات صنعتى هموار کرد و نیز همان مالکین بزرگ را مىبینیم که امروز به صورت کارخانه داران بزرگ که همه از وابستگان و سرسپردگان رژیم هستند ظاهر شدهاند. دیروز اگر کشاورزان ایرانى براى کوچکترین تخلف از دستور ارباب ظالم خود، به زیر شلاق مىرفت و اموالش تاراج مىشد، امروز هم کارگران براى به دست آوردن حقوق حقه خود، زیر فشار کارخانه داران به توسط مزدوران رژیم به گلوله بسته مىشوند و در بعضى از روستاها روستاییانى که حاضر به مهاجرت نشدند، چون داراى