صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٢
شواهد زنده در متن اسلام است که این مسایل این طور نیست که مبلغین سایر ملل براى اسلام گفتهاند، ما مىخواهیم اسلام را لااقل حکومتش را، به یک نحوى که شباهت داشته باشد به اسلام اجرا بکنیم تا معنى دموکراسى را به آن طورى که هست بفهمند و بشر بداند که دموکراسى که در اسلام هست، با این دموکراسى معروف اصطلاحى که دولتها و رؤساى جمهورى و سلاطین ادعا مىکنند، بسیار فرق دارد.
سوال: حضرت آیت الله! استدعا مىکنم که در مورد قوانین الهى و دستورات الهى و طبیعت این دستورات یک توضیحاتى براى ما بدهید.
امام خمینى: قوانین الهى طورى نیست که بشود با این مجالس درباره آن ولو اجمالا توضیح داد، لکن نمونه کوچکى را اینجا من اظهار مىکنم. قوانین اسلام یک قوانین است که براى اشخاص است، فرد فرد بشر، روابطى که هر فرد بشر با خدا دارد، روابطى که هر فرد بشر با پیغمبر اسلام دارد، با حکومت دارد، روابطى را که هر فرد با فرد دیگر باید داشته باشد، روابطى که هر فرد با غیر ملت خودش باید داشته باشد، کلیه روابطى که امکان دارد بین یک بشر با افراد دیگر بشر یا جوامع بشرى باشد، در اسلام مطرح است و حکم دارد. این احکام، بسیارى راجع به روابط بشر با خداست. همان طور که حضرت مسیح - سلام الله علیه - آن طورى که حالا به حسب مذهب مسیح معلوم است، همین بعد از بشریت را تحت نظر آورده است، فقط روابط ما بین خدا و خالق را ملحوظ داشته است، در اسلام به طور کامل این مطلب حکم دارد، احکام بسیار زیاد دارد و علاوه بر این، روابط دیگرى هست و احکام دیگرى هست که این احکام راجع به افراد است و کیفیت از اولى که باز متولد نشده است یک فرد، یک احکام براى... تولد یک فرد صحیح، سالم و مهذب و در حالى که ازدواج حاصل مىشود بین شوهر و زن و قبل از ازدواج براى انتخاب همسر و در زمان ازدواج و در زمان معاشرت زوجین باهم، در زمان حمل، در زمان شیر دادن بچه، زمانى که بچه در دامان مادر باید تربیت بشود، زمانى که پیش معلمهاى اول تربیت بشود، تمام اینها در اسلام حکم دارد و براى تربیت یک بشر قوانین دارد و علاوه بر اینها مذهب اسلام مثل مذهب مسیح نیست که راجع به حکومت و راجع به اداره مملکت دستورى نداشته باشد، یا اگر داشته باشد به مسیحیین نرسیده باشد. اسلام حکومت دارد و حکومتش همان نحوى که حکومتهاى دیگرى هست و تشکیلات دارد لکن تشکیلاتى که تمامش بر مبناى عدالت است، روابط حکومت با رعیت، با اصناف رعیت، روابط رعیت با حکومت، روابط حکومت با مذاهب اقلیت، روابط مردم جامعه با اقلیتها، روابط حکومت با حکومتهاى دیگر روابط خود جامعه اسلامى با جوامع دیگر، تمام اینها قوانین دارد و من نمىتوانم قوانین اسلام را این جا براى شما تشریح کنم، حتى اجمالش را. انشاء الله اگر چنانچه به شما خداوند توفیق عنایت کند و وارد اسلام بشوید، به تدریج این مسائل را هر کدام اهلش باشید خواهید فهمید.