صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٦
دیشب من کاغذى داشتم، دریافت کردم از یک مادرى که نوشته است... که من پنج تا، یا چهار تا از اولادم... کشته شدهاند، و اظهار افتخار مىکرد و گفت من هم خودم چه خانوادهام همینطور عادى شده است آنجا چند تا کشته دادهاند... یک مسأله عادى شده است... پیدا شده است... و مساله، مساله مبارزه کنونى به یک وضع عادى طبیعى الان در ایران در آمده است. نه در یک شهر و دو شهر. شما در روزنامهها شاید تمام مطلب را ننویسند، رادیو هم تمام مطلب را... البته لکن حالا آن مقدار نیمهاى را که مىگویند... رادیوهاى خارجى مىرسد، مىبینید که هر وقت که رادیو را باز مىکنید که اخبار مىگوید، اخبارش همینهاست که بیست و چند شهر... کشته شده است، فلان ده، حالا رسیده است به دهات ... چند هزار نفر اعتصاب کردند، این مسایل سیاسى که آن وقت اسمش نبود و اصلا اعتصاب صحبتش نبود سابقاً صحبت این که اعتصاب صورت بگیرد، اصلا نمىفهمیدند مردم اعتصاب یعنى چه، الان اعتصاب هم به یک صورت عادى در آمده است که ملت ایران شهرش اعتصاب مىپذیرد که، پنج هزار نفر همه برادران همه... اعتصاب کردن یا اخیراً اعتصاب کارگرها در شرکت نفت... قضیه نفت خدا تأییدشان کند، ... آنوقت در ذهنم بود که به آنها بنویسند نفت خودشان را پس بگیرند، نگذارید بخورند،... مىکنند، لکن خوددارى مىکنند. این الان یک مطلب صحیحى است، الان اعتصاباتى که در ایران پیدا شده است، اعتصاب در مدارس، اعتصاب در کارگرها، اعتصاب در هواپیمایى اعصاب در همه اینها الان در اعتصاب هستند، اعتصابى که سابقا اگر مىگفتند اعتصاب، نمىدانستند اعصاب چى، چى هست، حالابه طور خودکار بدون این که حالایک کسى، / به ایشان/ دعوتشان بکند، خودکار مردم اعتصاب مىکنند.
و دولت خیال مىکرد که مىتواند اینها را، اعتصابات براى اینکه مزدمان کم است درست کند، خودشان اعلام مىکنند، اول اینکه ... اعتصابات شده بود این حرف را مىزند از خراسان به من پیغام داده بودند یک دستهاى که یادم نیست کدام دسته بودند ... دروغ است، اینها اعتصاب سیاسى است. حالا هم دارند اعلام مىکنند که اعتصاباتى که ما مىکنیم، براى این است که زندانیان سیاسى بیرون بیایند و حکومت نظامى لغو بشود و این خارجىهایى که ریختند به جان این ملت و به جان سرمایه این ملت، اینها هم بیرون بروند. این قلم آخرش، یک قلم ارزشدارى است، این تقاضاى آخرش تقاضاى ارزشدارى است، نمىگویند اینها...، صد هزار یا چهل و پنج هزار یا پنجاه هزار یا شصت هزار ، این طورها... به اصطلاح که از این امریکایى... آمدهاند... لکن با حقوق هاى بسیار گزاف. الان اعتصاب، همین طور مبارزه، خونین، همین طور بستن بازارها، خیابانها و تظاهر و بیرون آمدن و - عرض کنم که - مرده باد گفتن و اظهار تنفر از دستگاه جبار کردن، به یک صورت عادى بیرون آمده است.
در چند سال پیش از این اگر در هر یک از این بازارهاى ایران یک پاسبان مىرفت و امر مىکرد که دکانها بالاش باید بیرق باشد، بیرق مثلا چه باشد، امروز چهارم آبان است مثلا آبان یک ماه منحوسى است، اگر چنانچه یک پاسبان وارد مىشد در بازار و به آنها مىگفت که باید بیرق کذا بزنید، هیچ تخلف نمىشد، کسى مخیلهاش نمىآمد که با پاسبان مىشود مخالفت کرد، هیچ در ذهن مردم وارد نمىشد که با پاسبان بشود یک مخالفتى کرد، همه... یک پاسبان مىآمد سرتاسر بازار