صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٤
وقت که نفس داریم مىگوییم و آن وقتى که نفسمان قطع شد، خوب دیگر عذر داریم پیش خداوند تبارک و تعالى. شما هم مکلفید آقا! یک ملت است، مصالح یک ملت است، مصالح اسلام است، شما هم مکلفید، که هر چه مىتوانید تبلیغات کنید به ضد اینها، یعنى مسایل حقیقى واقعى ایران را بگویید، آنى که مىگذرد بر این ملت شما بگویید، آنى که در دانشگاهها مىگذرد، آنى که در دانشسراها مىگذرد، آنى که در دبستانها حتى مىگذرد، دختر کوچولوها را کشتند امسال، نوبت رسید به این دختر بچههاى هفت هشت ساله. آنچه که در زندانهاى ایران مىگذرد، آنچه که در ایران که خودش زندان است مىگذرد، اینها را به این اشخاصى که آشنا هستید شما در اینجا، مدارس اینجا میروید، در - عرض مىکنم که - جوامع اینها هستید، به اینها هر کدامتان موظف هستید بگویید. اگر احیانا شما به ١٠ نفر، ٢٠ نفر از اینها مطالب ایران را بگویید یک موجى پیدا مىشود، باز خدمتى است اینها دارند جانشان را مىدهند، خدمت مىکنند به شماها، شماها هم باید تبلیغات بکنید، شما باید حرف بزنید اینجا مىتوانید در مطبوعات اینها طرح بکنید، حرفهایتان را مصاحبه مىتوانید بکنید، مصاحبه بکنید و بگویید حرفهایتان را. مثل من نیستید که ممنوع المصاحبه بشوید، بگویید حرفهایتان را.
من از خداى تبارک و تعالى سلامت همه تان را مىخواهم و من امیدوارم که انشاء الله این سیلى که از جمعیت ایران به یک طرف متوجه شده است و با عقیده من به دست خدا پیدا شده است این و بشر نمىتواند این طور کار را بکند من از خداى تبارک و تعالى مىخواهم و امیدوارم که این سیل خروشان ، این هرزهها و علف هرزهها را ببرد به کنار و مملکتتان براى خودتان بشود و خودتان اداره کنید مملکتتان را. انشاء الله همهتان موفق باشید، موید باشید. و من عذر مىخواهم از اینکه حال مزاجى اقتضاء نمىکند که اینجا بنشینم با شما صحبت کنم.
والسلام