صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٠
وقتى که فرهنگش را ملاحظه مىکنیم، مىبینیم که این فرهنگ، فرهنگ استعمارى است، یعنى فرمایشى است، یعنى مامور کردهاند. ایشان مىگوید که کتابى نوشته است: ماموریت وطنم درست مىگوید که براى وطنش ماموریت دارد، از طرف امریکایىها ماموریت دارد. اما ماموریت دارد این وطن را، این جوانهاى وطن را ضایع بکند، اینها را عقب بنشاند، مملکت را به حال عقب ماندگى نگه بدارد که در آن رشد حاصل نشود. در طبقه جوان رشد حاصل نشود که در مقابل امریکا بایستند و بگوید: آقا چه مى گویید به جان ما. فرهنگش را که ملاحظه مىکنید، مىبینید که ما چقدرها سال است که مدرسه داریم، هفتاد سال تقریبا / از دارالفنون/ عمر دارالفنون مىگذرد تقریبا و چقدر سالهاست که ما دانشگاه داریم/ اینها/ و حالایک لوزتین که مىخواهد شاه عمل کند و بچه شاه عمل بکند، از آمریکا یا از جاى دیگر باز طبیب مىآورند و هر کسى قدرتى داشته باشد مىرود خارح عمل مىکند. اگر چنانچه یک مریضى باشد، او را در خارج مرضش را معالجه مىکنند. پس معلوم مىشود که ما نداشتیم. ما دانشگاه نداریم، اگر ما داشتیم که باید خودمان اداره کنیم خودمان را، ما باید طبیب از خودمان باشد. وقتى هم که مىخواهند یک بنایى را درست کنند، یک سدى درست کنند، حتى یک اسفالتى بکنند، حتى یک جادهاى بکشند باز هم کارشناسهاى خارجى. اگر ما کارشناس داریم پس چرا از خارج مىآورى؟ اگر داریم و مىآورى خیانت مىکنى. به اینها محول نمىکنى، خیانت مىکنى اگر نداریم هم خیانت کردید، براى اینکه به ملت ما خیانت کردید که ما بعد از این همه سال حالا باز باید یک بنایى که درست مىکنیم، سدى که درست مىکنیم یک محلى که مىخواهیم براى چیزى درست بکنیم، باید باز از خارج بیاوریم، از امریکا و یا از اروپا کارشناس بیاوریم. به هر چیزش که شما نگاه بکنید، مىبینید که لنگ است. به اقتصادش نگاه کنید مصیبت است. الان احتیاج مملکت ایران به خواربار در یازده ماه یا یازده ماه، این طور که کارشناسان مىگویند یا یازده ماه و روز احتیاج به خارج دارد، یعنى یا سى روز یا سى و سه روز ایران مىتواند که اداره بکند زراعتش یا کشتش، زراعتش اداره بکند ایران را، مابقى زاید بر سى روز یا سى و سه روز را باید از خارج بیاورند و مىبینید که دارند از خارج مىآورند. اصلاحات ارضى آقا به اینجا منتهى شد که یک بازارى درست کرد براى آمریکا که آمریکا چیزهایى که باید بریزد دور به ایران بفروشد. نفت ما را که دارند این طور مىبرند، بعد از سى سال دیگر (به قول شاه) بعد از سى سال دیگر تمام مىشود نفت. نه اینکه نفت تمام مىشود، نخیر تمام دارند مىکنند، دارند با این لولههاى بزرگ که به اندازه این اطاق شاید بعضىهایشان بزرگىاش باشد، به اندازه قامت انسان زیادتر بلندیش دورش هست، هیکلش هست، دارند با زور نفتهاى ما را در مىآورند و مىفرستند طرف امریکا، عوضش هم که باید به ما بدهند، عوضش هم اسلحهاى را که مىخواهد امریکا بیاید در ایران پایگاه داشته باشد در مقابل شوروى، باید یک چیزى هم به ایران بدهد، اگر چنانچه اجازهاش... نباید اجازه بدهند. لکن حالا این خیانت را کردند و خواستند اجازه بدهند.