صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٤
بوده است. آن وقتى که روسیه قیام مىکند و رژیم سابق را از بین مىبرد، انگیزهاش این بوده است که این دنیا دست من باشد نه دست او. الان هم که همه رژیمهاى دنیا در سر کار هستند، اینها اعمالشان اعمال دنیایى است. یاکلون کما تاکل الانعام : مثل همان حیواناتى که با هم جنگ مىکنند و یکى دیگرى را از بین مىبرد، انگیزه یک انگیزه طبیعى است، یک انگیزه دنیایى است. این دنیا را او مىخواهد براى خودش حفظ کند، آن هم مىخواهد براى خودش. قدرت را او براى خودش مىخواهد، آن هم براى خودش مىخواهد. اما انگیزه انبیاء در انقلاباتشان، در قیامشان دنیا نبوده است، اگر دنیا را اصلاح کردند تبع بوده است، انگیزه الهى بوده است، براى خدا بوده و براى معارف الهى و براى بسط عدالت الهى در جامعه. آن انگیزه است که این انقلابات را از هم جدا مىکند. ما این انقلابى که کردیم و ملت ما کرد، این را به حسب آن طورى که از اول نداى او بلند شد و الان هم این ندا بلند است، این انقلاب براى اسلام بوده است نه براى کشور، نه براى ملت، نه براى به دست آوردن یک حکومت. براى این که اسلام را از شر ابرقدرتها و جنایتکارهاى خارجى و از شر سلیقههاى کج داخلى داخل اسلامى نجات بدهد. این انگیزه، انگیزهاى است که اگر چنانچه در جوانهاى ما ملاحظه بفرمایید، در عموم ملت ملاحظه بفرمایید، البته استثنا دارد، در همه جا استثنا هست، در زمان رسول الله هم استثنا بود، همیشه این استثناها هست، اما وقتى که وجهه عمومى مردم را در این حرکتهایى که دارند، در این شور و شوقى که دارند و رو به مرگ مىروند با شور و شوق، از هر کدام بپرسید که تو چرا دارى مىروى به جبهه، مىگوید: براى /این که/ خدا، براى اسلام، براى خدا، براى امر خداست. اما اگر فرض کنید که از یک سرباز روسى بپرسند که تو براى جبهه مىروى چه کنى؟! او مىگوید مىخواهم این کشور را به دست بیاورم، مىخواهم قدرت خود را توسعه بدهم. در عالم همیشه همین طور است. ما باید فکر این معنا باشیم که ما تلخىها و شیرینىها داشتیم. اما تلخىهایى که داشتیم براى این است که ما معارفمان ناقص است. شما ملاحظه کنید که بهترین خلقالله در عصر خودش، حضرت سیدالشهداسلامالله علیه و بهترین جوانان بنى هاشم و اصحاب او شهید شدند و از این دنیا رفتند با شهادت، لکن وقتى که در آن مجلس پلید یزید صحبت مىشود، حضرت زینب سلامالله علیها قسم مىخورد که ماراینا الا جمیلا : رفتن یک انسان کامل، شهادت یک انسان کامل در نظر اولیاء خدا جمیل است، نه براى این که جنگ کرده و کشته شده، براى این که جنگ براى خدا بوده است، قیام براى خدا بوده است. اگر این معنا را تزریق کنند، این میهمانهاى ما، این میهمانهاى عزیز ما در مملکتهایى که مىروند به مردم بگویند که جوانهاى ایران با این انگیزه دارند خودشان را به جبهه مىرسانند و به شهادت، و شهادت را فوز عظیم مىدانند. این شهادت فوز عظیم دانستن نه از باب این است که کشته شدن است، خوب! کشته شدن، طرف ما هم کشته مىشود، از باب این است که این انگیزه براى اسلام است، وقتى انگیزه براى اسلام شد، دیگر لذت دارد نه غم، منتها ما چون ناقص هستیم و نرسیدیم به آن مقامى که باید برسیم، از این جهت تلخى داریم. ما البته تلخىها داشتیم به حسب این وضع روحىاى که داریم، از ما اشخاص بزرگ شهید شده