صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٠٣
عقب بودیم و عقب هم هستیم، نمىتوانیم این طورى که قرآن شریف فرموده است، ما هم بتوانیم آن طور بگوییم. همین قدر مىدانیم که باید ما هممان را صرف کنیم و آن قدرى که استعداد داریم، قدرت داریم تا آن اندازه ما معارف اسلامى را به مردم بفهمانیم. معارف اسلامى بسیار غنى است، بسیار بزرگ است و باید این را فهماند. مثلا /همین/ در عین حالى که توجه به مادیات نبوده است و عمده نظر روى معنویات است معذلک بر خلاف هیأت بطلمیوس، قرآن مىگوید که تمام ستارهها /در زمین/ در آسمان پایین واقع شدند، در صورتى که هیأت سابق این طور نمىگفتند /آسمان پایین/ هر چه ستاره هست در آسمان پایین است و سبع سموات از این جا معلوم مىشود که غیر آن سبع سمواتى است که بطلمیوسىها گفتهاند، آنها مىگویند که هفت آسمان یکىاش کره کذا دارد، یکى کره کذا، یکى کره کذا و آن آخریش عبارت از آنى است که ستارهها را دارند. قرآن مىگوید که نجوم در دنیاى آسمانها واقع شده است، تمام نجوم این طور است. بنابراین آن چیزى که ماوراى اینهاست مثلاً سماء دوم ما نمىدانیم چى است قصهاش، بالاترش هم ما نمىدانیم چى است. زینا السماء الدنیا بزینهالکواکب، این آسمان پایین را تزیین به زینت کواکب کرده. در هر صورت آن چیزى که من توصیه مىکنم به همه اهل علم و به همه آقایان، به همه دانشمندان این که دنبال این بروید که معارف اسلامى را در بین مردم تقویت کنید که رأس امور این معارف اسلامى است و اگر او درست بشود همه کارها درست مىشود.
اگر انسان حقیقتاً مومن به معارف اسلامى باشد دیگر اختلاف پیدا نخواهد شد
اگر انسان معارف اسلامى را داشته باشد و حقیقتاً مومن به معارف اسلامى باشد، دیگر اختلاف پیدا نخواهد شد بین دستجات، اختلاف اساسى. البته رایى هست اما اختلاف اساسى که بخواهد این دسته، دسته دیگر را محکوم کند یا فرض کنید که توهین کند آن دسته، دسته دیگر را، این براى این است که ما ضعیفیم در ایمان. اگر ما قوى در ایمان بودیم، شما ملاحظه مىکنید اگر همه انبیا در یک روز جمع بودند هیچ همچو اختلافاتى نداشتند. خوب! البته ما این طور نیست که بتوانیم اختلافات آرا را رفع کنیم، اختلافات آرا هست و باید هم باشد اما آن چیزى که لازم است این است که به مردم، به دستجات مختلف، به همه ائمه جمعه، ائمه جماعات، روحانیون سراسر کشور و سایر قشرها این معنا توصیه بشود که در سر یک چیزهایى که مربوط به نفسانیت است نزاع نکنند و این طور نیست که بعضى نزاعها مربوط /به نفسانى/ به اسلام باشد، به خدا باشد. براى خدا انسان نمىشود اهانت کند به مومن، براى خدا انسان نمىشود که کشف ستر مومن بکند، اینها همه براى این است که نفسیت انسان این جورى است.
و /من/ امیدواریم که ما همه موفق بشویم که این پرده را، این حجاب را برداریم. خداوند انشاءالله همه آقایان را حفظ کند، سالم نگه دارد و در خدمتشان مستدام نگه دارد و همه الحمدلله خدمتگزار اسلام هستند و همه متوجه به مسائل.
والسلام علیکم و رحمةالله