صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٩
تاریخ: ٢٣/٥/٦٦
دیدار با مسؤولین و پرسنل جهاد سازندگى به مناسبت عید غدیر خم
آیا حضرت امیر براى خاطر این که توجه به این دنیا دارد این قدر فریاد مى زند؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
من قبل از این که وارد صحبت بشوم لازم است که از این جهاد سازندگى تشکر کنم. از من دعا مىآید و من دعا مىکنم، دعا به شما که عمرتان را صرف براى اسلام و مسلمین مىکنید و شما هم از هیچ کس پاداش نخواهید الا از خدا و هیچ کس هم نمى تواند به شما پاداش بدهد - پاداشى که حق شماست - مگر خداى تبارک و تعالى. من از خداى تبارک و تعالى در این روز سعید خواستارم که تمام کسانى که خدمتگزار هستند به این جمهورى اسلامى و تمام کسانى که جانشان را صرف مىکنند، مالشان را صرف مىکنند، پشتیبانى مىکنند از اینها، خداوند آنها را به سعادت کامل برساند.
من تبریک این عید مبارک را به همه مسلمین جهان، مستضعفین جهان و خصوصاً ایران مظلوم عرض مىکنم. من واقعاً نمىدانم راجع به حضرت امیر از کجا شروع کنم، مسأله بغرنجى است، مسألهاى نیست که انسان بتواند بفهمد این همه نالههایى که ایشان مىزده است، سر در چاه مىکرده ناله مىکرده، هر جا مىرسیده ناله مىکرده، این دعاهایى که از ایشان وارد شده است که در آن، آن همه ناله است، اینها چى است؟ آیا حضرت امیر - سلامالله علیه - براى خاطر این که توجه به این دنیا دارد و از مرتبه وحدت به سوى کثرت آمده است این قدر فریاد مىزند؟ آیا توجه به کثرت موجب این همه فریاد ایشان هست؟ آیا در آن نالههاى شب و در آن چاهها که ایشان ناله مىزده است و در آن مواردى که ایشان با خداى تبارک و تعالى مناجات مىکرده است راجع به این معنا بوده است؟ راجع به این بوده است که خدایا! مرا از جوار خودت برگرداندى به عالم کثرت و همان حرفى که رسول اکرم - صلى الله علیه و آله و سلم - فرمودند، از ایشان نقل شده است که: یغان على قلبى و انى لاستغفرالله فى کل یوم سبعین مره . این یغان على قلبى یعنى /من/ همین طورى یک کدورت حاصل مىشده یا همین رجوع به کثرت کدورت بوده؟ توجه به این عالم طبیعت با این که در نظر آنها جلوه خداست معذلک از آن جلوه باطنى و از آن مرتبه غیر حضرت الوهیت آنها را واداشته است، از این جهت ناله مىزدند. این مسألهاى است که ما نمىتوانیم ادراکش را بکنیم. ما خیال مىکنیم که این حرفهایى که فلاسفه مىگویند، این حرفهایى که عرفاى علمى مىگویند، این حرفهایى که حکما مىگویند، اینها نمونهاى از این مسائل است. نمونهاى از آن مسائلى است که براى ولى اعظم، ولى الله اعظم و براى اولیاء