صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٩
حمایت ضمنى و علنى از او برخاسته است و تا امروز هم متجاوزین در تنگناى تسلیحات و امکانات نظامى و اقتصادى و سیاسى نبودهاند و دنیا هر روز به بهانهاى آنان را به بهترین و مدرنترین سلاحها مسلح نموده است ولى از دادن امکاناتى که حق مسلم ملت ماست و حتى پول آنها را گرفتهاند خوددارى نمودهاند، ولى با تمام این احوال ما افتخار مىکنیم که در این نبرد طولانى و نابرابر فقط با تکیه بر سلاح ایمان و توکل بر خداى بزرگ و دعاى بقیهالله - عجل الله تعالى فرجه - و اعتماد به نفس و همت دلاور مردان و شیر زنان صحنه کارزار به پیروزى رسیدهایم و خدا را سپاس مىگزاریم که منت هیچ قدرت و کشور و ابرقدرتى در جنگ، بر گردن ما نیست و مردم کارآزموده و متوکل ما با استعانت از ذات مقدس کبریا یکه و تنها و مظلومانه بر مشکلات بسیارى از طرح و عملیات و بسیج و آموزش نیروها تا نیاز تسلیحاتى کشورمان فائق آمدهاند. و علاوه بر موفقیتهاى اعجاز گونهاى که در صحنههاى دفاع از کشور اسلامى و بیرون راندن متجاوزین از هزاران کیلومتر، به تحولات شگرف صنعتى از قبیل راه اندازى کارخانجات و دگرگونى در خطوط تولید و ساختن و اختراع دهها وسایل پیشرفته و مدرن نظامى، آن هم بدون حضور هیچ مستشارى و بدون هیچ گونه کمک خارجى، دست یافتهایم، و هم اکنون که به مرز پیروزى مطلق رسیدهایم و قدمهاى آخرمان را برمىداریم، صداى ناآشناى صلحطلبى آن هم از کام ستمگران و جنگ افروزان به گوش مىرسد و در جهان غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبى برپا نموده است و مدافع آزادى و امنیت انسانها شده و براى خون جوانان و سرمایههاى مادى و معنوى در کشور ایران و عراق مرثیه سرایى مىکنند. راستى چه شده است که استکبار جهانى و در رأس آن آمریکا این قدر طرفدار ملت ها شده است و جنگ افروزان و آتش بباران معرکهها و جلادان قرن به شرف انسانیت و همزیستى مسالمت آمیز اعتقاد پیدا کردهاند و از عطش سیراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود که طبیعت فرهنگ سرمایهدارى و کمونیزم است، منصرف شدهاند و شمشیرها و خنجرها و قدارههاى فرو رفته در قلب و جگر ملتها را به غلاف کشیدهاند! آیا این حقیقت است یا فریب و آیا این همان جلوههاى دیگر شبیخونها و بى انصافىهایى نیست که روزى سکوت را مصلحت خویش مىدید و امروز صلح طلبى را؟ آیا به راستى از این طریق جهانخواران نمىخواهند از ضربه آخر ما جلوگیرى کنند و براى حفظ منافع خویش سیاست جنگ و صلح جهانى را به تصمیمات و فکرهاى پوسیده و شیطانى خود گره بزنند و عملاً جان و مال و مملکت و امنیت ملل عالم را به قبضه قدرت خود در آورند که به طور قطع و یقین، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحمیل صلح بر ملت ایران، نشات گرفته از همین تفکر است. و از همه اینها که بگذریم این مسأله که چه کسى خواهان صلح واقعى و چه کسى جنگ طلب است خود اول بحث ماست.
آیا واقعاً صدام از گذشتهها و کردهها و تجاوزات و ظلمها و ستمهاى خود پشیمان شده است و اظهار ندامت مىکند و از خیانتى که به ملتها و کشورهاى اسلامى و در جهت تضعیف بنیه دفاعى ملل