صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٤
درویشها درآورده است - نه درویش به معناى اصطلاحى، درویش واقعى - و ما خدمت به خدا و خدمت به خلق خدا را وظیفه خودمان مىدانیم و همه را هم از او مىدانیم و مشکلات را هم انشاءالله پشت سر مىگذاریم و همان طورى که تاکنون ایستادگى کردیم، همه ایستادگى کردند در مقابل همه مشکلات، از این به بعد هم /در همه/ بین همه مشکلات ایستادگى خواهند کرد و من هم دعا مىکنم که خداوند به شما توفیق بدهد.
و اشخاصى که خارج ایستادند و اشکال مىکنند، از باب این که خودشان در گود نیستند اشکال کردن یک چیز آسانى است اما حل اشکال مشکل است خوب! البته اشخاص خارج نشستند، مىگویند: چرا چه شد؟ چرا نشد؟ چرا باید بشود؟ چرا فلان کار باید بشود؟ باید بکنند، لکن وارد نیستند ببینند که مشکلات چى هست. در یک همچو زمانى که دولت و ایران مبتلاى به همه گرفتارىهایى که مىبینید هستند و همه دولتها، همه جهان به استثناى ملتهایشان در صدد محو جمهورى اسلامى هستند. یعنى در صدد محو اسلام هستند، در عین حال خداى تبارک و تعالى تأیید کرده است و ما استقامت کردیم، مقاومت کردیم، بعدها هم خواهیم کرد انشاءالله.
اگر ما از مسأله قدس بگذریم، اگر ما از صدام بگذریم، اگر از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذریم، نمى توانیم از مسأله حجاز بگذریم
و آن چیزى که من امروز خیال دارم عرض کنم قضیه اسفبارى است که در مکه اتفاق افتاد. ما از اول قیام - انشاءالله - براى خدا و براى نجات ملت، شهدا خیلى داشتیم، چه قبل از این که انقلاب واقع بشود - در زمان ستمشاهى - شهداى بزرگ داشتیم و چه بعدش که مىبینید /که داشتیم/ شهداى بسیار ارزشمند داشتیم، لکن مسأله حجاز، مسأله دیگرى است، غیر مسائل است، ما آن وقت هر چه بوده این که کتک مىخوردیم یا گاهى مىزدیم، گاهىخوردیم بعد هم همین طور، ما شهدا خیلى دادیم و در همه جا شهید دادیم. در زمان رضاشاه آن همه رنج هر کس یادش است مىداند چه خبر بود، در زمان محمد رضا هم که همه یادتان است چه بساطى داشتیم، چه داشتند و چه شهدایى در آن وقت دادیم و چه شهدایى در بین این وقتها. لکن همه قضیه شهادت بود، قضیه بزرگ بود لکن قضیه، قضیه مسأله حجاز نبود، مسأله قدس مسأله بزرگى است، روز قدس هم دیدید که چه، اما روز قدس مسألهاى است و روز جمعه خونین مکه مسأله دیگرى است. روز قدس ما براى این که نجات بدهیم قدس را از دست غاصب، لکن آنها این طور نبود که قدس را توهین بهش بکنند، از بین ببرند. آنها هم مدعى بودند ما قدس را مىخواهیم و چه مىکنیم. البته نباید قدس دست آنها باشد اما این طور نبود که روز قدس ما براى خاطر این که اسلام آن طور صدمه دیده، ما براى خاطر این که قدس که باید دست صاحبانش باشد، غاصب آمده غصب کرده. در این انفجارها که حاصل شد، در این ترورها که شد بسیار عزیزان بزرگى را ما از دست دادیم که هر خاک پاى آنها بر این کاخنشینان ارزشش بیشتر بود - اگر آنها ارزشى داشتند که ندارند - لکن همه این بود که ما کتک مىخوریم و مىزنیم، در جنگ با