صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١١٦
شهر و روستا، که مراکز دهها شهر و صدها روستا را با خاک یکسان مىکرد و کودکان معصوم ملت ما را در آغوش مادرانشان به شهادت مىرساند و تجاوزات و وحشىگرىها را تا آن جا ادامه داد که قلم از نوشتن و زبان از بیان آنان شرم مىکند و نیز در آن روزى که صدام اولین جرقه و شعلههاى آتش جنگ را در خرمن امنیت همه کشورهاى اسلامى و خلیج فارس برافروخت، هیچ کس از این مدعیان صلح، جلوى آتش افروزى او را نگرفته و از امکانات و اهرمهاى فشار و قراردادهاى خود در جهت کنترل و مهار او بهره نجست و به دفاع از ملت مظلوم و ستمدیده ایران و عراق برنخاست و به صدام - این آغاز کننده جنگ - نگفت که به کدام گناه و به چه جرمى ملت ایران باید کشته شوند! و به کدام گناه میلیونها زن و مرد و پیر و جوان آواره شوند و یا خانه و کاشانهشان ویران گردد! و به کدام جرم و گناه حاصل زحمات دهها ساله تلاش و سرمایهگذارى یک ملت در صنایع و کارخانجات و مزارع و کشتزارها سوخته و برباد برود! آیا جرم ما، ایرانى بودن ماست، جرم ما فارسى بودن ماست، جرم ما اختلافات و تنازعات گذشته مرزى ماست؟ خیر، چنین نیست. امروز همه مىدانند جرم واقعى ما از دید جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسمیت دادن به حکومت جمهورى اسلامى به جاى نظام طاغوت ستمشاهى است، جرم و گناه ما احیاء سنت پیامبر - صلى الله علیه و آله و سلم - و عمل به دستورات قرآن کریم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شیعه و سنى، براى مقابله با توطئه کفر جهانى و پشتیبانى از ملت محروم فلسطین و افغانستان و لبنان و بستن سفارت اسرائیل در ایران و اعلان جنگ با این غده سرطانى و صهیونیزم جهانى و مبارزه با نژادپرستى و دفاع از مردم محروم آفریقا و لغو قراردادهاى بردگى رژیم کثیف پهلوى با آمریکاى جهانخوار بوده است. و نزد جهانخواران و نوکران بىاراده آنان چه گناهى بالاتر از این که کسى از اسلام و حاکمیت آن سخن بگوید و مسلمانان را به عزت و استقلال و ایستادگى در مقابل ستم متجاوزان دعوت کند.
ما به این نکته نه فقط در جنگ تحمیلى، که از روز نخست شروع مبارزه و از پانزده خرداد تا بیست و دوم بهمن رسیدهایم و به خوبى دریافتهایم که براى هدف بزرگ و آرمانى اسلامى - الهى باید بهاى سنگینى پرداخت نماییم و شهداى گرانقدرى را تقدیم کنیم و جهانخواران ما را راحت و آرام نخواهند گذاشت و با استفاده از ایادى داخلى و خارجىشان به ما شبیخون زده و خون عزیزان ما را بر بستر کوچهها و خیابانها و مرزهایمان جارى مىکنند و همین گونه شد وقتى که فریاد اسلامخواهى مردم کشور ما در پانزده خرداد به گوش آمریکا رسید و وقتى که براى اولین بار غرور آمریکا و اقتدار و ابرقدرتى او در اعتراض به مصونیت کارگرانش در ایران شکسته شد و آمریکا متوجه اقتدار و رهبرى علما و روحانیت اسلام و عزم جزم و اراده پولادین ملت ایران براى کسب آزادى و استقلال و رسیدن به نظام عدل اسلامى گردید، به نوکر بى اراده و وطنفروش و فرومایه خود محمدرضا خان دستور داد که صداى اسلامخواهى ملت ما را خاموش کند و از او پیمان گرفت تا همه افرادى که در برابر آمریکا قد علم کردهاند را نابود کند و همه دیدیم که این خائنان و سرسپردگان در این ماموریت شوم لحظهاى درنگ ننمودند و به نام ماموریت و آزادى و رسیدن به دروازه تمدن بزرگ، از کشتههاى این ملت