شيعه پاسخ مى گويد - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - دلايل عقلى و نقلى بر عدم تحريف
قرآن را برپا داشتند، امّا مفاهيم آن را تحريف نمودند». [١]
اين حديث و مانند آن نشان مىدهد كه الفاظ قرآن دست نخورده باقى مانده و تحريف در معانى آن واقع شده، كه گروهى مطابق ميل نفسانى و منافع شخصى خود، آيات آن را بر خلاف واقع تفسير يا توجيه مىكنند.
و از اينجا نكته مهمّى روشن مىشود كه اگر در بعضى از روايات سخن از تحريف به ميان آمده، منظور همان تحريف معنوى و تفسير به رأى است نه تحريف در عبارات و الفاظ.
از سوى ديگر در بسيارى از روايات معتبرى كه از امامان معصوم (عليهم السلام) به ما رسيده مىخوانيم: براى پى بردن به درستى يا نادرستى روايات، به خصوص هنگامى كه تضادّى در ميان روايات مشاهده مىكنيد، آنها را بر قرآن عرضه بداريد، آنچه موافق قرآن است صحيح است، به آن عمل كنيد و آنچه مخالف قرآن است رها سازيد:
«اعرِضُوهُمَا عَلَى كِتَابِ اللهِ فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللهِ فَرُدُّوهُ»
. [٢] اين دليل روشنى بر عدم تحريف قرآن است، چون در غير اين صورت مقياس تشخيص حق از باطل نبود.
اضافه بر همه اينها حديث معروف ثقلين كه در كتب اهل سنّت و
[١]. كافى، جلد ٨، صفحه ٥٣.
[٢]. وسائل الشيعة، جلد ١٨، صفحه ٨٠.