آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٩٢ - 4 اهمالكارى
اتفاق مى افتد كه در انجام دادن برخى از كارهايتان، دچار اهمالكارى مى شويد. مثلاً در انجام دادن تكاليف درسى خود كوتاهى مى كنيد آنها را با تأخير زياد ارائه مى دهيد. با كسى قول و قرار مى گذاريد و سر موقع ، حاضر نمى شويد، در نتيجه ، برنامه او را به هم مى زنيد. چه بسا دوست شما در ساعتى كه شما دير مى رسيد ، با شخص ديگرى قرار دارد و نمى تواند آن را به زمان ديگرى بيندازد. بنا بر اين، تأخيرتان در ارتباط دوستانه شما اثر ناخوشايندى بر جاى مى گذارد. از نظر روان شناسى، اهمالكارى ، يعنى به آينده محوّل كردن كارى كه تصميم به اجراى آن گرفته ايم و يا به تعويق انداختن كار مقرّرى كه مى بايد در زمان معينى پايان مى يافت ، ولى به علل مختلف ، انجام نپذيرفته است. [١] امّا اين واژه ، نزد افراد مختلف، معانى متفاوتى دارد و وجوه مختلفى از آن برداشت مى شود: يك . شما از اين كه عادت به اهمالكارى داريد، خودتان را سرزنش مى كنيد يا براى موجّه جلوه دادن اين عادت زشت، دلايل مختلفى را دستاويز قرار مى دهيد و از خود دفاع مى كنيد. دو . شما كارتان را در آخرين مهلت مقرّر ، با اكراه انجام مى دهيد يا هرگز آن را انجام نمى دهيد. سه . شما از اين كه كارتان را به موقع انجام نمى دهيد، ناراحت هستيد و از اين بابت كه بدون دليل ، آن را به تأخير انداخته ايد، خود را سرزنش مى كنيد. چهار . شما به خودتان قول مى دهيد كه ديگر از اين به بعد، كارهايتان را به تأخير نيندازيد و در حقيقت ، تصميم مى گيريد كه اين رفتار را مرتكب نشويد. زمان زيادى از اين وعده اى به خود داده ايد ، نمى گذرد كه شما در
[١] رفتارى است فراگير كه بين افراد جامعه ، در سطوح Procrastination[٢] روان شناسى اهمالكارى ، ص ٢٠٩ .[٣] بحار الأنوار ، ج ٧٧ ، ص ٧٥ ، ح ٣ .[٤] همان ، ج ٧٣ ، ص ٧٥ ، ح ٣٩ .[٥] همان ، ج ٧٨ ، ص ١٦٤ ، ح ١ .[٦] روان شناسى اهمالكارى، ص ٢٢[٧] غرر الحكم ، ح ٤٤٧١ .[٨] غرر الحكم ، ح ٣٩٦٨ .[٩] نهج البلاغة ، حكمت ٢٣٩ .[١٠] الكافى ، ج ٥ ، ص ٨٥ ، ح ٤ .[١١] غرر الحكم ، ح ١٧٦٠ .[١٢] ره توشه، ج ١ ، ص ٤٤ ـ ٤٥ .[١٣] تفسير العيّاشى ، ج ١ ، ص ٧٢ ، ح ١٤٤ .[١٤] الجامع الصغير ، ج ١ ، ص ١٦٠ ، ح ١٠٥٨ .[١٥] نهج البلاغة ، حكمت ٤٢٩ .[١٦] نهج البلاغة ، نامه ٣١ .[١٧] نهج البلاغة ، ص ٥٠٣ ، ح ١٩٢ .