آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ١١
بنا بر اين بايد نتيجه بهترى را به نمايش مى گذاشتيم. بسيارى از مردم از زندگى خود راضى نيستند و در شرايط افسردگى به سر مى برند. آنها به حال خود تأسّف مى خورند و به انتظار اتفاقى مى نشينند كه آنها را از افسردگى و ملالت بيرون بياورد. وقتى به اين مرحله مى رسند، از توانايى شان به مقدار زيادى كاسته مى شود و از آن جايى كه طبيعت ما به گونه اى است كه در برابر آنچه انجام مى دهيم ، پاداش مى گيريم، [١] موقعيت به گونه اى فزاينده ، خراب تر مى شود. استعدادهاى ما نيز اگر به كار گرفته نشوند، مى خشكند و از بين مى روند. اين نتيجه، يك قانون است. اخيرا به طور جدّى ، تحقيقات زيادى روى موضوع هيجانات و نقش آنها در انتخاب ها و تصميمات افراد ، صورت گرفته است. حسرت ، هيجانى است كه توجّه زيادى را به خود اختصاص داده است. برخى از اين تحقيقات ، مربوط به «تفكّر خلاف واقع» [٢] است كه در صفحات بعد ، در مورد آن صحبت خواهيم كرد . همچنين حسرت در نظريه هاى حسرت [٣] و انتظار، [٤] مورد بحث قرار گرفته است. نظريه حسرت ، بر دو فرض عمده استوار است : اوّلين فرض ، اين است كه افراد، تمايل دارند كه نتايج تصميماتى كه مى گيرند را با پيامدهاى تصميماتى فرضى و در عين حال متفاوت ، مقايسه كنند. دومين فرض ، اين
[١] «وَ أَن لَّيْسَ لِلاْءِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى ؛ براى انسان ، بهره اى جز سعى و كوشش او نيست» (سوره نجم ، آيه ٣٩) .[٢] Counterfactual thinking[٣] Regret theory[٤] Prospect theory