آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ١٠٧ - تفاوت اميد و آرزو
اگر انسان ، اميدى به يارى خداوند نداشته باشد، پيوسته در دام خشم، تزلزل و يأس ، گرفتار خواهد شد و همواره آشفته و مضطرب خواهد بود . چنين فردى ، از فرط نااميدى ، هيچ قدمى براى خوش بختى خود و ديگران برنخواهد داشت؛ اگر به گناه و جنايت دست نيازد، لااقل ، حركت ديگرى نيز نخواهد داشت . [١] تفاوت بين آرزو و اميد ، در اين است كه اميد ، عبارت است از خواستن مطلوبى كه در آينده ، قابل تحقّق است و چون قابل تحقّق است، ضرورتاً بر واقعيات و يا آنچه كه قابل تبديل به واقعيات باشد ، استوار است . لذا اميد ، آن پديده روانى اى است كه هر چه بيشتر بر واقعيات و حقايقْ تكيه داشته باشد ، مفيدتر و محرّك تر خواهد بود. لذا آرزو ، نوعى خواستن است كه «خواسته شده» فعلاً تحقّقى ندارد و از عوامل و عللى كه ممكن است آن «خواسته شده» را در آينده ، تحقّق ببخشد اثر و نشانى وجود ندارد. به همين جهت است كه انسان براى آرزوهاى دور و دراز ، مجبور است انرژى هاى مغزى خود را در ساختن مصنوعى علل و عوامل و جابه جا كردن حقايق و حذف و انتخاب نامعقول واقعيات ، مستهلك نمايد. در صورتى كه اين نيروها و انرژى هاى به كار رفته شده ، ممكن است آرمان هاى بسيار مفيدتر و ضرورى تر از آن خواسته هاى آرزويى را تحقّق ببخشد . [٢] اميد ، موتور حركت انسان است. اميد به خداوند، ثواب اخروى و اميد به عنايات الهى ، از جمله فضايل اخلاقى است. آنچه نابه جا و ناشايست است، آرزوهاى طولانى و خيال پردازانه دنيوى است . پس مؤمن واقعى ، با اين كه هميشه اميدوار است ، آرزوهاى پست دنيوى را نيز در مغزش جاى
[١] ره توشه، ج ٢ ، ص ١٠٣ .[٢] تفسير نهج البلاغه، ج ٩ ، ص ٢٧٥ ـ ٢٧٦ .