آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ١٩ - تحليل ماهيت حسرت
از زبان گفتارى ، نشان مى دهد كه احساسات ، در يكى از چند حالت ، بيان مى شود، امّا نمى توان گفت در واقعيت هم اين گونه است. بعضى افراد از شما مى پرسند كه چه احساسى داريد؟ و شما با يك پاسخ مشخص به آنها جواب مى دهيد: «ناراحتم» ، «عصبانى ام» ، «خوش حالم». شما با اين پاسخ ، مى خواهيد طرف مقابل را راضى كنيد ؛ امّا به ندرت پيش مى آيد كه به جاى همين برچسب هاى ساده اى كه به احساسات خود مى زنيد، احساسات پيچيده، ادراكات، افكار و هيجاناتى را كه در درون شما غوطه ورند ، ابراز كنيد. حسرت نيز يك چنين وضعيتى دارد. بنا بر اين ، ما در اين جا سعى خواهيم كرد تا صرفا آن حال و هوا و شرايط و حالت درونى اى را كه مساوى يا حداقل نزديك به تجربه حسرت باشد ، توضيح دهيم و تفاوت آن را با حالات هيجانىِ مرتبط ديگر بيان كنيم ، تا قدرى از ابهام آن زدوده شود. مطلب دوم ، اين كه حسرت ، يك احساس يا هيجانِ شناختى است ؛ چنانچه اين معنا از تعريف لاندمن استفاده مى شود . [١] اگر از ما پرسيده شود كه: «آيا از دست برادرت ، خشمگين شدى؟» يا «آيا از برخورد دوستت ، عصبانى هستى؟» يا اين كه «آيا نسبت به خواهرت ، حسادت مى ورزى؟» ، براى پاسخ به اين پرسش ها ما احساسات خود را وارسى مى كنيم و خواهيم فهميد كه آيا نسبت به آن شخص ، خشمگين يا حسود هستيم يا نه ؛ ولى اگر سؤال شود كه: «آيا نسبت به آن تصميمى كه قبلاً گرفته اى ، متأسّفى؟ و حسرت مى خورى؟» ، در اين جا صرفا احساسات خود را وارسى نمى كنيم ؛ بلكه درباره آن تصميم و جوانب مختلف و پيامدهاى آن
[١] Landman, J. (١٩٩٣), Regret: Persistence of the possible (p.٣٦).[٢] Psychological Review, Volume ١٠٢ (٢), April ١٩٩٥, p ٣٧٩ - ٣٩٥.