آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٧١ - 2 پيامدهاى روانى
فرد ، در خود ، احساس حقارت نيز مى كند. به اين خاطر كه وقتى فرد ، نسبت به چيزى كه اكنون فاقد آن است ، حسرت مى خورد ، در حقيقت ، آن چيز براى او ارزشمند بوده است . اين حالت ، به گونه اى است كه فرد ، ارزشمندى خود را به داشتن آن چيز ، گره مى زند . چنين شخصى مى گويد: «من ، زمانى احساس ارزشمند بودن مى كنم كه صاحب آن چيز باشم ؛ ولى هم اكنون ، چون فاقد آن هستم ، بنا بر اين، من نيز ارزشى ندارم» . اين نوع نگرش ، به احساس خودكم بينى مى انجامد كه به نوبه خود، وقتى فرد ، دچار چنين احساسى مى شود ، صاحب همّتى پست شده ، ديگر سراغ اهداف متعالى و بزرگ نمى رود . در نتيجه ، فرصت ها و منافع مهم ديگرى را نيز از دست مى دهد و حسرت هاى افزون ترى را متحمّل مى شود. در حقيقت ، رابطه بين حسرت و احساس خودكم بينى ، يك رابطه دو سويه است. فردى كه دچار احساس حقارت است ، تصوّر مى كند كه توانايى انجام دادن كارهاى مهم و بزرگ را ندارد و در بيشتر مواقع ، در برابر وظيفه اى كه بر عهده او گذاشته مى شود ، ضعيف عمل مى كند و يا توانايى انجام دادن آن را دارد ، امّا نه در حد انتظار و مطلوب ، در نتيجه ، اعتماد به نفس خود را از دست مى دهد ؛ زيرا اين طرز تفكّر ـ كه توانايى انجام دادن كارى را ندارد ـ ، وى را در جايگاه ضعف قرار مى دهد ، جوهر و استعداد ذاتى خود را از ياد مى برد و تحت تأثير انديشه خودكم بينى اى كه در نهاد وى ريشه دوانيده ، قرار مى گيرد. در افراد ضعيف و زبون ، ويژگى هاى روانى و رفتارى زير مشاهده مى شود: ١ . خود را افرادى ناتوان و فاقد استعداد مى شمارند؛ ٢ . قادر به انجام دادن كار در حد مطلوب نيستند؛