آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ٩١ - 4 اهمالكارى
٤ . اهمالكارى
[١] ، ى راكلامها مختلف (از افراد عامى گرفته تا دانشمندان فرهيخته) ، مصداق هاى فراوان آن ديده مى شود . نه تنها دانش پژوهان، بلكه نويسندگان نيز به اين بيمارى دچار هستند. به طور مثال، بسيارى از مؤلّفان ، دست نوشته هاى خود را به موقع ، به ويراستاران نمى دهند ؛ در نتيجه، كار آنها هميشه با تأخير زياد همراه است. جويندگان كار ، براى آگاهى پيدا كردن از شرايط استخدام، زمان آغاز كار يا زمان شروع آزمون ها و هزاران موضوع ديگرى كه در زير اين آسمان كبود ، امكان وجود داشتن آن مى رود، در ابتدا فرم هاى لازم را با شتاب دريافت مى كنند و به خود وعده مى دهند كه هر چه زودتر ، آنها را تكميل كنند و به مسئولان امر بسپارند ؛ ولى با شگفتى تمام ، مى بينيم كه در آخرين روز و شايد هم در آخرين ساعت مهلت مقرّر، به تنظيم آنها مى پردازند و يا پس از پايان يافتن زمان تعيين شده ، آنها را به سازمان هاى مربوط مى فرستند يا اين كه هرگز نمى فرستند! براى اين گونه رفتارهاى غير منطقى ، چه دلايلى ممكن است وجود داشته باشد؟ آيا مى دانيد كه چه ضررهاى مادى اى از اين سو ، عايد افراد مى شود؟ چه كسى در بين ما، سرِ قرارهاى خود ، به موقع حاضر مى شود؟ براى شما بسيار
[١] رفتارى است فراگير كه بين افراد جامعه ، در سطوح Procrastination