آه سرد - سروش، محمد على - الصفحة ١٢٣ - 8 بهره نبردن از تجربههاى ديگران
النَّدامَةَ . [١] نافرمانى از دستورِ نصيحت كننده مهربانِ دانا و با تجربه ، مايه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشيمانى است. اين جمله ، در حقيقت ، بيان كننده يك قاعده كلّى است كه اگر در مشاور، چهار صفت جمع باشد، مخالفت او قطعا موجب حسرت و خسران خواهد بود. نخست ، اين كه ناصح و خيرخواه باشد و به مقتضاى خيرخواهى، تلاش لازم را در تشخيص حق انجام دهد ؛ چون مشاور خيرخواه ، درست فكر مى كند و انديشه اش را براى نظردهى، خالص مى گرداند ؛ ولى فرد بدخواه، ناپخته و با غرض ورزى نظر مى دهد و مشورت خواه را به ضرر و زيان دچار مى سازد. دوم ، اين كه قلبى پر از مهر و محبّت داشته باشد و از اعماق روح، خواهان خدمت و عاشق پيروزى و سعادت مشورت كننده باشد ؛ چون چنين فردى در امر مشاوره ، دقّت و تأمّل لازم را خواهد كرد. سوم ، اين كه عالم و دانشمند باشد و تمام جوانب مطلب را ببيند ، مسائل مهم را دقيقا تحليل كند و ريشه هاى حوادث و نتايج آن را مورد بررسى قرار دهد. چهارم ، اين كه داراى تجربه كافى در مسائل مهم فردى و اجتماعى باشد. يعنى علاوه بر عقل نظرى، داراى عقل عملى نيز باشد ؛ چون فكر و نظر ، تا با محك «تجربه» همراه نشود، كمال لازم را نخواهد يافت ؛ چرا كه گاهى ممكن است برخى جهات فاسد نامشخّص در موضوع باشد كه جز با تجربه مكرّر، بدان آگاهى حاصل نمى شود. بنا بر اين ، مشورت، بدون كسب تجربه ، در
[١] شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، ج ٢٠ ، ص ٣٣٥ .[٢] ديوان غزليات خواجه حافظ : ص ٣٤٦ ؛ (غزل شماره ٢٥٦) .[٣] شرح غرر الحكم، ج ٥ ، ص ٣٤٦ .[٤] همان ، ص ٢١٤ .[٥] همان ، ص ١٨٥ .[٦] نهج البلاغة ، خطبه ٣٥ .[٧] شرح نهج البلاغه منظوم، ج ١ ، ص ٢٢٦ .