حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٢٩ - ١ مرور منابع پيشين
نقش دانشهاى بشرى، در فهم و نقد روايات پرداخته است.[١] وى در اين مقاله، با تكيه بر آثار متعدّدى از علّامه شعرانى، چون: ترجمه و شرح صحيفه سجاديه، نثر طوبى، حواشى بر الوافى، حواشى بر شرح اصول الكافى ملّا صالح مازندرانى، حواشى بر تفسير مجمع البيان، منهج الصادقين، روح الجنان و نيز ترجمه و شرح كشف المراد، به تثبيت مدّعاى خود پرداخته است.
نويسنده در اين مقاله، از شش دانش، يعنى: فلسفه، عرفان، تصوّف، كلام، فقه و نجوم و تأثير آنها در فهم و نقد روايات، سخن مىگويد.
در هر يك از اين دانشها، نخست، به تبيين مراد از آن پرداخته و گاه با تعبير فلسفه مقبول، عرفان مقبول، و تصوّف مقبول، به تحديد اين دانشها مىپردازد و در ذيل هر كدام، نمونههايى را مىآورد.
آنچه بايد در باره اين مقاله گفت، اين است كه نويسنده، با تعريفى كه از اين دانشها ارائه مىكند، در وادىاى دور و تسلسلى ناخواسته مىافتد.
نكته قابل توجّه اين كه نويسنده در عنوان مقاله، از تعبير «نقد» استفاده كرده، در حالى در مقاله، بدان توجّه نشده است.
پنج. «نقد محتوايى حديث، از ديدگاه علّامه شعرانى»، محمّد كاظم رحمان ستايش، ارائه شده به همايش بزرگداشت علّامه شعرانى (نسخه مؤلّف).
نويسنده در اين مقاله، با تتبّع در پارهاى از كتابهاى علّامه شعرانى، مانند: رسالهاى در علم درايه، المدخل إلى عذب المنهل، حاشيه وى بر اصول الكافى، و حاشيه بر الوافى، مواردى را كه علّامه شعرانى، به نقد محتوايىِ روايات، بر اساس اصول و قواعد نقد پرداخته، گرد آورده است.
[١]. متأسفانه، تاكنون، موفّق به رؤيت اصل پاياننامه ايشان نشدهام وگرنه آن را گزارش كرده و از آن بهره مىجستم.