دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥
١٣ / ٢
بيزارى اهل بيت عليهم السلام از غاليان
١٢٨٠.امام على عليه السلام : بار خدايا! من از غاليان بيزارم ، همان گونه كه عيسى بن مريم از نصارا بيزار بود . بار خدايا! براى هميشه آنان را بى ياور گذار و هيچ يك از آنان را يارى نرسان.
١٢٨١.امام على عليه السلام : ما را از مرز بندگى فراتر نبريد . آن گاه هر چه خواستيد ، [در فضيلت ما ]بگوييد كه باز هم كم گفته ايد [و حقّ مطلب را ادا نكرده ايد] . مبادا همچون نصارا غلوّ كنيد ، كه من از غلو كنندگان، بيزارم .
١٢٨٢.امام زين العابدين عليه السلام : يهود ، عزير را چندان دوست داشتند كه در باره او گفتند آنچه گفتند [و با اين حرف ها كار را به جايى رساندند] كه نه عزير از آنان است و نه آنان از عزيرند . نصارا نيز عيسى را چندان دوست داشتند كه در باره او گفتند آنچه گفتند . پس نه عيسى از آنان است و نه آنان از عيسى هستند . در باره ما نيز همين شيوه پيموده خواهد شد . گروهى از شيعيان ما ، آن قدر ما را دوست خواهند داشت كه در باره ما همان چيزى را مى گويند كه يهود در باره عزير و نصارا در باره عيسى بن مريم گفتند . اين گروه ، از ما نيستند و ما نيز از آنان نيستيم .
١٢٨٣.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از عبد السلام بن صالح هروى ـ :به امام رضا عليه السلام گفتم : اى پسر پيامبر خدا! اين چه مطالبى است كه مردم از قول شما نقل مى كنند؟ فرمود : «چه مى گويند؟» . گفتم : مى گويند شما ادّعا مى كنيد كه مردم، بندگان شما هستند . فرمود : «اى خداى آفريننده آسمان ها و زمين و اى داناى نهان و آشكار! تو گواهى كه من هرگز چنين سخنى نگفته ام و هيچ گاه از هيچ يك از پدرانم نيز نشنيده ام كه چنين حرف هايى بزنند و [خدايا!] تو مى دانى كه اين امّت، چه ستم ها به ما كرده اند و اين [نسبت دروغ ]نيز يكى از آنهاست» . امام عليه السلام سپس رو به من كرد و فرمود : «اى عبد السلام! اگر مردم ، آن گونه كه از قول ما نقل مى كنند ، بنده ما هستند ، پس آنان را از چه كسى مى خريم؟». گفتم : اى پسر پيامبر خدا! راست مى فرماييد . سپس فرمود : «اى عبد السلام! آيا تو هم مانند ديگران منكرى كه خداوند متعال، ولايت ما را واجب ساخته است؟» . گفتم : پناه به خدا! من به ولايت شما اقرار دارم .