دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٨
درآمد
آفت ، در لغت
واژه «آفت» ، اسم مصدر است از ريشه «أوف» يا «أيف»[١] به معناى آسيب ، گزند ، بيمارى و عيبى كه بر چيزى عارض شود و موجب فساد و تباهى آن گردد . ابن منظور مى گويد : أوف : الآفَةُ : العاهَةُ ، و فِى المُحكَمِ : عَرَضٌ مُفسِدٌ لِما أصابَ مِن شَى ءٍ ... وطَعامٌ مَؤوفٌ : أصابَتهُ آفَةٌ ، و فى غَيرِ المُحكَمِ طَعامٌ مَأْوُوفٌ . و إيفَ الطَّعامُ ، فَهُوَ مَئيفٌ ... الجَوهَرِىُّ : و قَد إيفَ الزَّرعُ عَلى ما لَم يُسَمَّ فاعِلُهُ ، أى أصابَتهُ آفَةٌ فَهُوَ مَؤوفٌ مِثلُ مَعوفٍ . [٢] أوف: آفت : آسيب. در كتاب محكم [ابن سيرين] آمده : آفت، عارضه اى است كه به هر چه برسد، نابودش مى كند ... . غذاى مئوف، غذايى است كه آفت زده. در غير كتاب محكم ، «طعام مأوُوف» آمده است. «ايف الطعام» ، يعنى غذاى آسيب زده ... . جوهرى گفته است: «ايف الزرع» به صورت فعل مجهول ، آن جايى كه آفت ، مشخّص نباشد، پس آن ، «مؤوف» است . مقصود از اين واژه در اين بخش ، اشاره به موضوع آسيب شناسى از نگاه قرآن و احاديث اسلامى است .
[١] . از عبارت شمارى از لغت شناسان بر مى آيد كه اصل واژه «آفت» ، هم اجوف واوى تلقى شده و هم اجوف يائى (ر . ك : المحيط فى اللغة : ج ١٠ ص ٤٣٧) . [٢] . لسان العرب : ج ٩ ص ١٦ مادّه «أوف» .