دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٢
حافظ آنهاست و كاستى و خللى به آنها راه پيدا نمى كند . دوم . حرام ، كه بدعتى است كه ادلّه تحريم ، شامل آنها مى شود و ادلّه آن در شريعت ، آمده است ، مانند : حرمت مقدّم داشتن غير امامان معصوم بر آنها و غصب منصب آنها ، اختصاص دادن اموال عمومى به وسيله حاكمان ستمگر به خود و جلوگيرى كردن از رسيدن آنها به نيازمندان ، جنگ با اهل حق ، تحت فشار قرار دادن و تبعيد آنان ، كُشتن بر اساس گمان ، وا داشتن به بيعت با فاسقان و ايستادگى بر آن ، حرام كردن مخالفت با آن [بيعت] و شستن پا در مسح ، مسح كردن بر روى غير پا ، نوشيدن بسيارى از نوشيدنى ها ، به جماعت خواندن نافله ها ، اذان دوم گفتن در [نماز] جمعه ، حرام كردن عمره تمتّع و مُتعه زنان، شورش بر امام [عادل] ، دادن ارث به خويشان دور ، محروم كردن خويشان نزديك ، جلوگيرى از رسيدن خمس به دست اهلش ، و افطار كردن در غيرِ زمان خود و جز اينها ، از بدعت هاى مشهور است . از جمله بدعت هاى حرام نيز كه ميان مسلمانان مورد اجماع است : چانه زنى [١] و گرفتن مناصب حكومتى با رشوه دادن و يا با ارث بردن براى افراد ناشايست و مانند اينهاست . سوم . مستحب ، كه آن دسته از نوآورى هايى است كه ادلّه استحباب ، شامل آنها مى شود ، مانند ساختن مدرسه و كاروان سراها . البته حَشَم و امكانات حاكمان به منظور بزرگ نمايى در نظر مردم ، از اين دسته نيست ، مگر براى به رُخ دشمنان كشيدن باشد . چهارم . مكروه ، كه نوپديدهاى مشمول ادلّه كراهت است ، همانند افزودن به عدد تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام و ساير وظايف دينى و يا كم كردن از آنها ، فرو رفتن در ناز و نعمتِ پوشاك و خوردنى ها ، البته به حدّى كه منجر به اسراف نشود ، و اى بسا كه منجر به حرمت شود ، آن جايى كه باعث ضرر زدن به شخص و عائله اش شود . پنجم . مباح ، كه نو پديدهايى است كه شمول ادلّه اباحه مى شوند ، مانند اَلَك كردن
[١] . «بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ؛ نوپديد آورنده آسمان ها و زمين است» (بقره : آيه ١١٧ ، انعام : آيه ١٠١) . [٢] . «قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنَ الرُّسُلِ ؛ بگو : من ، نوآمده اى از پيامبران نيستم» (احقاف : آيه ٩) . [٣] . «وَ رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا ؛ و رهبانيتى (گوشه گيرى اى) كه از پيش خود در آوردند» (حديد : آيه ٢٧) . [٤] . ر . ك : تفسير ابن كثير : ج ٤ ص ٣٣٨ ، البدعة ، مفهومها ، حدّها ، آثارها : ص ١٣ و ٣٣ . [٥] . ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن : ج ١٩ ص ١٧٣ . [٦] . از آن جمله است : نساء : آيه ٥٩ ، حشر : آيه ٧ ، اعراف : آيه ١٥٦ ، آل عمران : آيه ٣٢ ، احزاب : آيه ٣٦ ، يونس : آيه ٥٩ ، نحل : آيه ١١٦ ، مائده : آيه ٤٤ ـ ٤٧ . نيز ، ر . ك : ص ٤٨١ (بدعت / فصل سوم : بر حذر داشتن خدا از بدعت) . [٧] . ر . ك : فصل سوم تا ششم . [٨] . ر . ك : ص ٤٨٣ (بدعت / فصل سوم / بر حذر داشتن پيامبر صلى الله عليه و آله از بدعت و بدعت گذار) . [٩] . ر . ك : ص ٤٨٢ ح ١٦ . [١٠] . عبارت «مُحدَثات الاُمور» كه در متن عربى حديث آمده ، به چيزهايى مى گويند كه نه در قرآن آمده باشد ، نه در سنّت ، و نه اجماعى بر آن شده باشد ؛ آيين نو و رسم تازه و بى سابقه در دين . [١١] . ر . ك : ص ٤٦٨ ح ١ . [١٢] . ر . ك : ص ٤٦٨ ح ٤ . [١٣] . ر . ك : ص ٤٧٠ ح ٥ . [١٤] . ر . ك : ص ٤٧٠ ح ٦ . [١٥] . بحار الأنوار : ج ٧١ ص ٢٠٢ . [١٦] . ر . ك : فتح البارى ، ابن حجر : ج ١٣ ص ٢١٢ . [١٧] . ابن عبد السلام در كتابش [القواعد] گفته است : بدعت به انواع واجب و محرَّم و مندوب (مستحب) و مكروه و مباح ، تقسيم مى شود (ر ك : مغنى المحتاج : ج ٤ ص ٤٣٦ ، سبل الهدى و الرشاد : ج ١ ص ٣٧٠) . [١٨] . چه بسا منظور شهيد اوّل ، سخن خداوند در آيه ١٥٩ سوره بقره باشد كه : «آنان كه آنچه را كه ما از نشانه ها و هدايت فرو فرستاديم ، كتمان كردند ، پس از آن كه آن را براى مردم بيان كرديم ، خداوند و لعن كنندگان ، آنها را لعن مى كنند» (بقره : ١٥٩) . [١٩] . رسمى است در داد و ستد كه قيمت را بالا مى گويند و افرادى با چانه زنى و گرفتن به اصطلاح حقّ كارْ چاق كنى ، اندكى از قيمت غير واقعى را كم و جنس را به خريدار ، قالب مى كنند . [٢٠] . القواعد والفوائد : ج ٢ ص ١٤٤ ، بحار الأنوار : ج ٧١ ص ٢٠٣ ـ ٢٠٤ . [٢١] . علّامه مجلسى ، پس از بيان معناى اصطلاحى بدعت مى گويد : با اين بيان ، باطل بودن سخن يكى از علماى شيعه كه در تبعيّت از علماى اهل سنّت گفته است : «بدعت به انواع احكام پنجگانه تقسيم مى شود» ، روشن مى شود (بحار الأنوار : ج ٢ ص ٢٦٤) . [٢٢] . براى آگاهى بيشتر در باره آراى در زمينه بدعت و مسائل مربوط به آن ، ر . ك : دائرة المعارف بزرگ اسلامى و دانش نامه جهان اسلام ، ذيل واژه «بدعت» .